[ يُنَشَّؤُا : ]
« يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ »
« يُنَشَّؤُا » از مادّهء « نَشَأَ » به معناى ايجاد چيزى است ، و در اينجا به معناى تربيت شدن و پرورش يافتن است . « 1 »
[ يَنْظُرُون : ]
« فَإِذا هُمْ يَنْظُرُونَ »
جملهء « يَنْظُرُون » ( نگاه مىكنند ) از مادّهء « نَظَر » اشاره به نگاه كردنِ خيره خيرهء آنها ، به عرصهء « محشر » ، يا نگاه كردن به عنوان انتظار عذاب است ، و در هر صورت ، منظور اين است كه ، نه تنها زنده مىشوند ، بلكه درك و ديد خود را با همان يك صيحه باز مىيابند ! « 2 »
[ يَنْعِقُ : ]
« كَمَثَلِ الَّذي يَنْعِقُ »
« يَنْعِقُ » از مادّهء « نعق » در اصل ، به معناى صداى كلاغ است بدون اين كه گردن خود را بكشد و سر خود را حركت دهد . « 3 »
[ يُنْقَذُون : ]
« وَ لا هُمْ يُنْقَذُونَ »
« يُنْقَذُون » از مادّهء « انقاذ » به معناى بر گرفتن و نجات دادن است . « 4 »
[ يَوَدُّ : ]
هامش
( 1 ) . زخرف ، آيهء 18 ( ج 21 ، ص 40 )
( 2 ) . صافات ، آيهء 19 ( ج 19 ، ص 43 )
( 3 ) . بقره ، آيهء 171 ( ج 1 ، ص 655 )
( 4 ) . يس ، آيهء 43 ( ج 18 ، ص 420 )