تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 664

مساهمون:

ص٦٦٤

[ يُنَشَّؤُا : ]

« يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ » « يُنَشَّؤُا » از مادّهء « نَشَأَ » به معناى ايجاد چيزى است ، و در اينجا به معناى تربيت شدن و پرورش يافتن است . « 1 »

[ يَنْظُرُون : ]

« فَإِذا هُمْ يَنْظُرُونَ » جملهء « يَنْظُرُون » ( نگاه مىكنند ) از مادّهء « نَظَر » اشاره به نگاه كردنِ خيره خيرهء آنها ، به عرصهء « محشر » ، يا نگاه كردن به عنوان انتظار عذاب است ، و در هر صورت ، منظور اين است كه ، نه تنها زنده مىشوند ، بلكه درك و ديد خود را با همان يك صيحه باز مىيابند ! « 2 »

[ يَنْعِقُ : ]

« كَمَثَلِ الَّذي يَنْعِقُ » « يَنْعِقُ » از مادّهء « نعق » در اصل ، به معناى صداى كلاغ است بدون اين كه گردن خود را بكشد و سر خود را حركت دهد . « 3 »

[ يُنْقَذُون : ]

« وَ لا هُمْ يُنْقَذُونَ » « يُنْقَذُون » از مادّهء « انقاذ » به معناى بر گرفتن و نجات دادن است . « 4 »

[ يَوَدُّ : ]

هامش
( 1 ) . زخرف ، آيهء 18 ( ج 21 ، ص 40 ) ( 2 ) . صافات ، آيهء 19 ( ج 19 ، ص 43 ) ( 3 ) . بقره ، آيهء 171 ( ج 1 ، ص 655 ) ( 4 ) . يس ، آيهء 43 ( ج 18 ، ص 420 )
لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 664 | شيخ محمد جعفر امامى