الزبانية » در تمام اين موارد در رسم الخط امروز « واو » ذكر مىشود ولى در قرآنها غالباً حذف مىگردد . « 1 »
[ يَمْحَق : ]
« يَمْحَقَ الْكَافِرينَ »
« يَمْحَق » از مادّهء « محق » ( بر وزن مرد ) به معناى كم شدن تدريجى چيزى است و به همين مناسبت شب پايان ماه را ( محاق ) مىگويند ؛ زيرا روشنى ماه كمكم كاسته شده و از بين مىرود
در حقيقت همانطور كه ماه با آن جلوهگرى و فريبندگى مخصوص خود ، تدريجاً كم نور شده و در محاق فرو مىرود همچنين شكوه و عظمت كفر و شرك و حاميان آنها با تصفيه و پاك شدن مسلمانان به زوال و نيستى مىگرايد . « 2 »
[ يَمُدُّونَهُمْ : ]
« يَمُدُّونَهُمْ فِى الغَيِّ »
« يَمُدُّونَهُمْ » از مادّهء « امداد » به معناى كمك دادن وادامه دادن وافزودن است ، يعنى پيوسته آنها را به اين راه مىكشانند و پيش مىروند . « 3 »
[ يَمُدُّهُ : ]
« يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ »
« يَمُدُّهُ » از مادّهء « مداد » به معناى مركب يا مادّهء رنگينى است كه با آن مىنويسند ، و در اصل از « مدّ » به معناى كشش گرفته شده ؛ زيرا خطوط به وسيلهء كشش قلم بر صفحهء كاغذ پيدا مىشود .
بعضى از مفسران ، معناى ديگرى نيز براى آن نقل كردهاند و آن « روغنى » است كه در چراغ مىريزند و سبب روشنايى چراغ است ، و هر دو معنا در واقع به يك ريشه باز مىگردد . « 4 »
[ يَمْسَسْكَ : ]
« وَإِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ »
« يَمْسَسْكَ » در مورد « خير » و « شرّ » كه از مادّهء « مسّ » گرفته شده ، اشاره به اين است كه : حتى كوچكترين خير و شرّى بدون اراده و قدرت او ممكن نيست . « 5 »
[ يُمَسِّكُون : ]
« يُمَسِّكُونَ بِالْكِتابِ »
تعبير به « يُمَسِّكُون » از مادّهء « تَمسيك - مَسْك » كه به معناى تمسك جستن است ، نكتهء جالبى را در بر دارد ؛ زيرا تمسك به معناى گرفتن و چسبيدن به چيزى براى حفظ و نگهدارى آن مىباشد ، و اين صورت حسّى آن است ، و صورت معنوى آن اين است كه : انسان با كمال جديت پايبند به عقيده و برنامهاى باشد و در حفظ و حراست آن بكوشد ، تمسّك به كتاب الهى اين نيست كه انسان صفحات قرآن و تورات
هامش
( 1 ) . شورى ، آيهء 24 ( ج 20 ، ص 451 )
( 2 ) . آل عمران ، آيهء 141 ( ج 3 ، ص 148 )
( 3 ) . اعراف ، آيهء 202 ( ج 7 ، ص 87 )
( 4 ) . لقمان ، آيهء 27 ( ج 17 ، ص 87 )
( 5 ) . انعام ، آيهء 17 ( ج 5 ، ص 223 )