معناى « بزاق دهان » است به هنگامى كه راه مىافتد ، و از آنجا كه انسان موقع بازى و شوخى ، هدف مهمى از كار خود ندارد ، تشبيه به « بزاق » شده است كه بىاراده از دهان انسان بيرون ريزد . « 1 »
[ يُلْقُونَ : ]
« يُلْقُونَ السَّمْعَ »
« يُلْقُونَ » از مادّهء « القاء » در اين موارد به معناى منتقل ساختن اخبار و مطالب است ، همان گونه كه در آيهء 53 سورهء « حج » آمده :
« لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ » و جملهء « أَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ » نيز تناسب با كار شياطين دارد ، و گر نه آنها كه « افّاك و دروغگو » هستند ، همه شان كاذبند ، نه اكثرشان ( دقت كنيد ) . « 2 »
[ يَلْمِزُون : ]
« يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ »
« يَلْمِزُون » از مادّهء « لمز » ، ( بر وزن طنز ) ، به معناى عيبجوئى است . « 3 »
[ يَلْهَثْ : ]
« يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ »
« يَلْهَثْ » از مادّهء « لهْث » ( بر وزن بحث ) به معناى زبان در آوردن سگ به هنگام تشنگى است . « 4 »
[ يم : ]
« فَأَغْرَقْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ »
به طورى كه از متون لغت و كتب احاديث استفاده مىشود « يم » به معناى دريا است و بر رودخانههاى عظيم همانند « نيل » نيز اطلاق مىشود .
اما در اين كه « يم » يك لغت « عربى » است يا « سريانى » يا « هيروگليفى » ، در ميان دانشمندان گفتگو است ، نويسندهء « المنار » از يكى از دانشمندان معروف مصرى كه وجوه اشتراك لغات هيروگليفى وعربى را جمعآورى كرده و كتاب « معجم الكبير » را در اين زمينه تأليف نموده ، نقل مىكند كه : او پس از تحقيق ، لغت « يم » را در زبان قديم مصر ، به معناى دريا پيدا كرده است .
بنابراين ، چون اين جريان مربوط به مصر بوده قرآن از لغات آنها در بيان اين حادثه استفاده كرده است . « 5 »
[ يَمْحُ : ]
« وَيَمْحُ اللَّهُ الْباطِلَ »
توجّه داشته باشيد كه « يمح » در اصل « يمحو » بوده كه معمولًا در بسيارى از رسم الخطهاى قرآن ، « واو » آن ساقط مىشود مانند « و يدع الانسان بالشر » ، « و سندع
هامش
( 1 ) . دخان ، آيهء 9 ( ج 21 ، ص 170 )
( 2 ) . شعراء ، آيهء 223 ( ج 15 ، ص 403 )
( 3 ) . توبه ، آيهء 79 ( ج 8 ، ص 75 )
( 4 ) . اعراف ، آيهء 176 ( ج 7 ، ص 25 )
( 5 ) . اعراف ، آيهء 136 ( ج 6 ، ص 390 ) ؛ طه ، آيات 39 ، 78 ( ج 13 ، صفحات 223 ، 286 ) ؛ ذاريات ، آيهء 40 ( ج 22 ، ص 376 )