تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
همه صحيح‌تر به نظر مىرسد . « 1 »

[ وثاق : ]

« فَشُدُّوا الْوَثاقَ » « وثاق » از مادّهء « ثِقَة » به معناى طناب يا هر چيزى است كه با آن مىبندند . « 2 »

[ وُجْد : ]

« سَكَنْتُمْ مِّنْ وُجْدِكُمْ » « وُجْد » از مادّهء « وُجُود » ( بر وزن حكم ) به معناى توانايى و تمكن است ، بعضى از مفسران تفسيرهاى ديگرى براى آن ذكر كرده‌اند ، كه در نتيجه به همين معنا باز مىگردد ، « راغب » نيز در « مفردات » مىگويد : تعبير به « مِنْ وُجْدِكُمْ » مفهومش اين است كه به مقدار توانايى و به اندازهء غناى خود ، مسكن مناسب براى زنان مطلقه در نظر بگيريد . « 3 »

[ وَجَل : ]

« وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ » « وَجَل » همان حالت خوف و ترسى است كه به انسان دست مىدهد و سرچشمهء آن يكى از اين دو چيز است : گاهى به خاطر درك مسئوليت‌ها و احتمال عدم قيام به وظائف لازم در برابر خدا مىباشد . و گاهى به خاطر درك عظمت مقام و توجّه به وجود بىانتها و پر مهابت او است . « 4 »

[ وَجْه : ]

« إِلَّا ابْتِغآءَ وَجْهِ اللَّهِ » « وَجْه » در لغت به معناى « صورت » است و گاهى به معناى « ذات » به كار برده مىشود . بنابراين « وجه اللَّه » يعنى ذات خدا . يعنى از آنجا كه صورت آئينهء روح و دل آدمى است ، و حواسى كه انسان را با خارج مربوط مىكند ، تقريباً همه در آن قرار دارد ، گاهى به معناى روح ، يا به معناى ذات نيز آمده است . و در سورهء « روم » منظور صورت باطنى و روى دل مىباشد ، بنابراين ، منظور تنها توجّه با صورت نيست ، بلكه توجّه با تمام وجود است ، زيرا وجه و صورت ، مهمترين عضو بدن و سنبل آن است . درست است كه « وَجْه » از نظر لغت ، به معناى صورت است كه ، به هنگام مقابله با كسى با آن مواجه و روبرو مىشويم ، ولى هنگامى كه در مورد خداوند به كار مىرود ، منظور ذات پاك او است . بعضى نيز « وَجْهُ رَبِّك » را در سورهء « رحمان » به معناى صفات پروردگار دانسته‌اند كه از طريق آن ، بركات و نعمت‌ها بر انسان‌ها نازل مىشود ،
هامش
( 1 ) . حاقّه ، آيهء 46 ( ج 24 ، ص 482 ) ( 2 ) . محمّد ، آيهء 4 ( ج 21 ، ص 417 ) ( 3 ) . طلاق ، آيهء 6 ( ج 24 ، ص 258 ) ( 4 ) . انفال ، آيهء 2 ( ج 7 ، ص 113 )