تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
همچون علم و قدرت و رحمت و مغفرت . اين احتمال نيز داده شده : منظور اعمالى است كه به خاطر خدا انجام داده مىشود ، بنابراين ، همه فانى مىشوند ، تنها چيزى كه باقى مىماند اعمالى است كه از روى خلوص نيت و براى رضاى او انجام گرفته است . ولى معناى اول از همه مناسب‌تر به نظر مىرسد . « وجه » در سورهء « ليل » به معناى « ذات » است ، و منظور رضايت و خشنودى ذات پاك او است . « 1 »

[ وحى : ]

« أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ » « وحى » در قرآن معناى وسيعى دارد و منحصر به وحىهايى كه بر پيامبران نازل مىشده نيست ، بلكه الهاماتى كه به قلب افراد مىشود نيز از مصداق‌هاى آن است ، لذا دربارهء مادر موسى نيز تعبير به وحى شده و حتى به غرائز و الهامات تكوينى حيواناتى همچون زنبور عسل نيز كلمهء وحى گفته شده است . اين احتمال نيز وجود دارد كه : منظور از اين واژه در سورهء « مائده » وحىهايى باشد كه به واسطهء مسيح عليه السلام و با پشتوانهء معجزات براى آنها فرستاده مىشد . اصل وحى ، چنان كه « راغب » در « مفردات » مىگويد ، « اشاره سريع » است خواه با كلام رمزى باشد ، و يا صداى خالى از تركيب كلامى ، و يا اشاره با اعضاء ( با چشم و دست و سر ) و يا با نوشتن . از اين تعبيرات ، به خوبى استفاده مىشود كه در « وحى » اشاره از يكسو و سرعت از سوى ديگر ، نهفته شده ، و به همين دليل ، براى ارتباط مرموز و سريع انبياء با عالم غيب ، و ذات پاك پروردگار ، اين كلمه استخدام شده است . در قرآن مجيد ، و لسان اخبار « وحى » به معانى مختلفى به كار رفته است ، گاه در مورد انبياء ، گاه در انسان‌هاى ديگر ، گاه در مورد ارتباطهاى رمزى ميان انسان‌ها ، و گاه ارتباط مرموز شياطين و گاه در مورد حيوان‌ها . « 2 »

[ وَحِيْداً : ]

« مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً » تعبير به « وَحِيْداً » ( تنها ) ممكن است توصيفى براى خالق باشد ، و يا براى مخلوق ، در صورت اول نيز دو احتمال وجود دارد : نخست اين كه مرا با او تنها بگذار كه خودم او را كيفر شديد دهم ، يا اين
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 272 ( ج 2 ، ص 414 ) ؛ نساء ، آيهء 125 ( ج 4 ، ص 191 ) ؛ انعام ، آيهء 52 ( ج 5 ، ص 317 ) ؛ كهف ، آيهء 28 ( ج 12 ، ص 456 ) ؛ قصص ، آيهء 88 ؛ روم ، آيهء 30 ( ج 16 ، صفحات 205 ، 440 ) ؛ رحمن ، آيهء 27 ( ج 23 ، ص 148 ) ؛ ليل ، آيهء 20 ( ج 27 ، صفحهء 100 ) ( 2 ) . مائده ، آيهء 111 ؛ انعام ، آيهء 112 ( ج 5 ، صفحات 161 ، 506 ) ؛ شورى ، آيهء 51 ( ج 20 ، ص 515 )