[ واصِب : ]
« وَلَهُ الدِّينُ واصِباً »
« واصِب » در اصل از مادّهء « وصوب » به معناى بيمارىهاى مزمن و به معناى دوام گرفته شده است ، و بعضى آن را به معناى « خالص » تفسير كردهاند ( طبعاً تا چيزى خالص نباشد دوام پيدا نخواهد كرد ) و ممكن است تعبير آيهء فوق اشاره به هر دو جهت باشد ، يعنى هميشه و هر زمان دين خالص از آن خدا است ، و كسانى كه دين را به معناى اطاعت گرفتهاند ، « واصِب » را به معناى واجب دانستهاند يعنى تنها بايد اطاعت فرمان خدا كرد . در روايتى مىخوانيم : شخصى تفسير اين جمله را از امام صادق عليه السلام سؤال كرد ، امام فرمود :
« واصب » يعنى واجب . « 1 »
[ واق : ]
« وَلِيٍّ وَ لا واقٍ »
« ولىّ » ( سرپرست و حافظ ) و « واق » ( نگهدارنده ) گر چه از نظر معنا شبيهاند ولى اين تفاوت را دارند كه يكى جنبهء اثباتى را بيان مىكند و ديگرى جنبهء نفى را ، يكى به معناى نصرت و يارى است و ديگرى به معناى دفاع و نگهدارى . « 2 »
[ واقِعَة : ]
« وَقَعَتِ الْواقِعَةُ »
« واقِعَة » به صورت سربسته ، اشاره به مسألهء رستاخيز است ، و از آنجا كه وقوعش حتمى است ، از آن تعبير به « واقعه » شده ، و حتى بعضى آنرا يكىازنامهاى قيامت شمردهاند . « 3 »
[ والِدات : ]
« وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ »
« والِدات » جمع « والده » ، در لغت عرب ، به معناى مادر است ، ولى « أُمّ » معناى وسيعترى دارد كه گاه به مادر ، يا مادر مادر ، و گاه به ريشه و اساس هر چيزى اطلاق مىشود . « 4 »
[ وَ انْحَر : ]
« لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ »
تعبير به « وَ انْحَر » از مادّهء « نحر » كه مخصوص كشتن شتر است ، شايد به خاطر اين است كه ، در ميان قربانىها ، شتر از اهميت بيشترى برخوردار بود ، و مسلمانان نخستين ، علاقهء بسيار به آن داشتند ، و قربانى كردن شتر بدون ايثار و گذشت ممكن نبود .
در اينجا دو تفسير ديگر نيز براى آيهء فوق
هامش
( 1 ) . نحل ، آيهء 52 ( ج 11 ، ص 289 ) ؛ صافات ، آيهء 9 ( ج 19 ، ص 31 )
( 2 ) . رعد ، آيهء 37 ( ج 10 ، ص 281 )
( 3 ) . واقعه ، آيهء 1 ( ج 23 ، ص 211 )
( 4 ) . بقره ، آيهء 233 ( ج 2 ، ص 221 )