تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣

و

[ وابِلٌ : ]

« فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ » « وابِلٌ » از مادّهء « وَبْل » به معناى باران سنگين دانه درشت است ، و لذا به كارهاى سخت و سنگين و مصيبت‌بار نيز اطلاق شده است . « 1 »

[ واجِفَه : ]

« قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ واجِفَةٌ » « واجِفَه » از مادّهء « وجف » ( بر وزن حذف ) ، در اصل به معناى سرعت سير است ، و « أَوْجَفْتُ الْبَعِيْرَ » در جايى گفته مىشود كه : انسان شتر را با سرعت به حركت در آورد ، و از آنجا كه حركت سريع باعث لرزه و اضطراب است ، اين واژه در معناى « شدت اضطراب » نيز به كار مىرود . « 2 »

[ واحِدَةٍ : ]

« إِنَّمآ أَعِظُكُم بِواحِدَةٍ » تعبير به « واحِدَةٍ » ( تنها يك چيز ) مخصوصاً با تأكيد به وسيلهء « إِنَّمَا » ، اشارهء گويايى است به اين واقعيت كه : ريشهء تمام اصلاحات فردى و جمعى به كار انداختن انديشه‌هاست ، مادام كه فكر ملتى در خواب است ، مورد هجوم دزدان و سارقان دين و ايمان و آزادى و استقلال قرار مىگيرند ، اما هنگامى كه افكار بيدار شد ، راه بر آنها بسته مىشود . « 3 »

[ واد : ]

« مِن شاطِئِ الْوادِ » « واد » در اصل « وادى » بوده ، و به معناى بستر رودخانه ، يا محل عبور سيلاب‌ها ، و گاه به معناى « درّه » نيز آمده ؛ چرا كه سيلاب‌ها از دره‌هايى كه در كنار كوه‌ها است مىگذرد . و در اينجا مناسب معناى دوم ، يعنى دره‌ها و كوهپايه‌ها است ؛ زيرا با توجّه به آيات ديگر قرآن كه دربارهء اين قوم سخن مىگويد ، و در بالا اشاره شد ، قوم « ثمود » خانه‌هاى خود را در دامنهء كوه‌ها مىساختند ، به اين ترتيب كه سنگ‌ها را مىبريدند و در درون آنها خانه‌هاى امنى ايجاد مىكردند . « 4 »

[ وارِد : ]

« فَأَرْسَلُوا وارِدَهُمْ » « وارِد » به معناى آب‌آور ، در اصل از « ورود » گرفته شده كه معناى آن - همان گونه كه « راغب » در « مفردات » گفته - قصد آب كردن است ، هر چند بعداً توسعه يافته و به هر ورود و دخولى گفته شده است . « 5 »
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 264 ( ج 2 ، ص 381 ) ( 2 ) . نازعات ، آيهء 8 ( ج 26 ، ص 94 ) ( 3 ) . سبأ ، آيهء 46 ( ج 18 ، ص 150 ) ( 4 ) . قصص ، آيهء 30 ( ج 16 ، ص 87 ) ؛ فجر ، آيهء 9 ( ج 26 ، ص 471 ) ( 5 ) . يوسف ، آيهء 19 ( ج 9 ، ص 420 )
لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 603 | شيخ محمد جعفر امامى