تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥
ذكر شده است : 1 - منظور از جملهء « وَ انْحَر » رو به قبله ايستادن به هنگام نماز است ، چرا كه مادّهء « نحر » به معناى گلوگاه مىباشد ، سپس عرب آن را به معناى « مقابله با هر چيز » استعمال كرده است ، و لذا مىگويند : مَنَازِلُنَا تَتَنَاحَرُ : يعنى « منزل‌هاى ما در مقابل يكديگر است » . 2 - منظور بلند كردن دست‌ها به هنگام تكبير و آوردن آن در مقابل گلوگاه و صورت است . « 1 »

[ وَبالَ : ]

« لِيَذُوقَ وَبالَ أَمْرِهِ » « وَبالَ » چنان كه « راغب » در « مفردات » مىگويد : در اصل از « وبل » و « وابل » به معناى باران سنگين گرفته شده و سپس به هر كار مشكل و شاق و سنگين نيز اطلاق شده است ، و از آنجا كه مجازات و كيفر نيز داراى شدت و سنگينى است به آن « و بال » مىگويند . و به معناى عاقبت شوم و تلخ است ؛ و اين كه اصل آن « وابل » به معناى باران سنگين است به خاطر آن است كه باران‌هاى سنگين ، معمولًا خوفناك است ، و انسان از عاقبت تلخ آن هراسان مىباشد ، چرا كه غالباً سيل‌هاى خطرناكى به دنبال دارد . « 2 »

[ وَبِيل : ]

« فَأَخَذْنَاهُ أَخْذاً وَبيلًا » « وَبِيل » از مادّهء « وبل » در اصل به معناى باران شديد و سنگين است ، سپس به هر چيز شديد و سنگين اطلاق شده ، مخصوصاً در مورد مجازات ، و در آيهء مورد بحث ، نيز اشاره به شدت عذاب است كه گويى اشخاص را مانند يك باران شديد زير رگبار خود قرار مىدهد . « 3 »

[ وَتْر : ]

« وَتْر » به معناى تك و تنها است . « 4 »

[ وِتر : ]

به كسانى كه بعضى از بستگان نزديكشان كشته مىشود و آنها تنها مىمانند ، « وِتر » ( بر وزن فكر ) مىگويند ، و به معناى نقصان و كمبود نيز آمده است . « 5 »

[ وَتِين : ]

« لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتينَ » « وَتِين » به معناى « رگ قلب » يعنى شاهرگى است كه خون را به تمام اعضا مىرساند و اگر قطع شود ، مرگ انسان فورا و بدون يك لحظه تأخير فرامىرسد ، و اين سريع‌ترين مجازاتى است كه در مورد يك نفر ممكن است انجام گيرد . بعضى نيز آن را به رگى كه قلب به آن آويزان است ، يا رگى كه خون را به كبد مىرساند ، يا رگ نخاع كه در وسط ستون فقرات قرار گرفته ، تفسير كرده‌اند ؛ ولى تفسير اول از
هامش
( 1 ) . كوثر ، آيهء 2 ( ج 27 ، ص 400 ) ( 2 ) . مائده ، آيهء 95 ( ج 5 ، ص 110 ) ؛ حشر ، آيهء 15 ( ج 23 ، ص 545 ) ؛ تغابن ، آيهء 5 ( ج 24 ، ص 200 ) ( 3 ) . مزمّل ، آيهء 16 ( ج 25 ، ص 192 ) ( 4 ) . بقره ، آيهء 48 ( ج 1 ، ص 271 ) ( 5 ) . محمّد ، آيهء 35 ( ج 21 ، ص 509 )