« سرزمين مرتفع » گرفته شده است ، بدين جهت كه سرزمينهاى مرتفع از اطراف خود جدا هستند . و از آنجا كه جلسات سرّى و سخنان درگوشى از اطرافيان جدا مىشود ، به آن « نجوا » گفتهاند .
بعضى معتقدند : همهء اينها از مادّهء « نجات » به معناى « رهايى » گرفته شده است ؛ زيرا يك نقطهء مرتفع از هجوم سيلاب در امان است ، و يك مجلس سرّى يا سخن درگوشى از اطلاع ديگران بر كنار مىباشد . « 1 »
[ نِجىّ : ]
« مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيّاً »
« نِجىّ » از مادّهء « مناجات » در اصل از « نجوه » به معناى سرزمين مرتفع گرفته شده .
و « نَجِىّ » به معناى « مناجى » ، كسى است كه :
با ديگرى نجوا ( سخن درگوشى ) دارد ، از آيهء سورهء « مريم » فهميده مىشود خداوند نخست ، موسى عليه السلام را از فاصلهء دورى صدا زد و بعد كه نزديك شد با او به نجوا پرداخت ( ناگفته پيداست كه خداوند نه زبانى دارد و نه مكانى ، بلكه ايجاد امواج صوتى در فضا مىكند و با بندهاى همچون موسى سخن مىگويد ) . « 2 »
[ نُحاس : ]
« مِّن نَّارٍ وَ نُحاسٌ »
« نُحاس » از مادّهء « نَحْس » به معناى دود ( و يا شعلههاى قرمز رنگ و دودآلود آتش ) است كه به رنگ مس ، در مىآيد ، بعضى نيز آن را به معناى « مس مذاب » تفسير كردهاند كه ، ظاهراً هيچ تناسبى با آيهء مورد بحث ندارد ؛ زيرا سخن از موجودى در ميان است كه انسان را در قيامت احاطه كند و از فرار از دادگاه عدل الهى بازدارد . « 3 »
[ نَحْب : ]
« مَّن قَضَى نَحْبَهُ »
« نَحْب » ( بر وزن عهد ) به معناى عهد و نذر و پيمان است ، و گاه ، به معناى مرگ ، يا خطر ، يا سرعت سير ، و يا گريهء با صداى بلند نيز آمده . « 4 »
[ نَحس : ]
« يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ »
« نَحس » در اصل به معناى سرخى شديدى است كه گاه در افق ظاهر مىشود ، همچون ، شعلهء آتش بى دودى كه عرب آن را « نحاس » مىگويد ، سپس اين واژه به هر چيز شوم در مقابل « سعد » اطلاق شده است ( دقت كنيد ) . « 5 »
[ نِحْلَة : ]
« النِّسآءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةَ »
« نِحْلَة » در لغت به معناى بخشش و عطيه
هامش
( 1 ) . نساء ، آيهء 114 ( ج 4 ، ص 165 ) ؛ مجادله ، آيهء 7 ( ج 23 ، صفحات 417 ، 436 )
( 2 ) . يوسف ، آيهء 80 ( ج 10 ، ص 65 ) ؛ مريم ، آيهء 52 ( ج 13 ، ص 105 )
( 3 ) . رحمن ، آيهء 35 ( ج 23 ، ص 163 )
( 4 ) . احزاب ، آيهء 23 ( ج 17 ، ص 264 )
( 5 ) . قمر ، آيهء 19 ( ج 23 ، ص 48 )