تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
مسئوليت ، آزمايش و امتحان » است ، و اين يكى از بزرگ‌ترين مواهب خدا است كه به انسان كرامت فرموده و او را شايستهء « تكليف و مسئوليت » قرار داده است . و از آنجا كه « آزمايش و تكليف » بدون « آگاهى » ممكن نيست ، در آخر آيه اشاره به ابزار شناخت و چشم و گوش مىكند كه در اختيار انسان‌ها قرار داده است . بعضى نيز گفته‌اند : منظور از ابتلاء و آزمايش در اينجا تطوّرات و تحولاتى است كه به جنين از مرحلهء نطفه ، تا رسيدن به يك انسان كامل دست مىدهد . ولى با توجّه به تعبير « نَبْتَلِيْه » و همچنين تعبير به « انسان » تفسير اول مناسب‌تر است . ضمناً ، از اين تعبير استفاده مىشود كه ريشهء همهء ادراكات انسان از ادراكات حسى او است ؛ و به تعبير ديگر ، ادراكات حسّى ، « مادرِ » همهء « معقولات » است ، و اين نظريه بسيارى از فلاسفهء اسلامى است ، و در ميان فلاسفهء يونان « ارسطو » نيز طرفدار همين نظر بوده است . « 1 »

[ نَبَذْتُها : ]

« أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُها » « نَبَذْتُها » از مادّهء « نَبْذ » طبق يك تفسير ، به معناى افكندن خاك در درون گوساله است ، و طبق تفسير ديگر ، به معناى رها كردن تعليمات موسى عليه السلام است . « 2 »

[ نَبَذْنَاهُم : ]

« فَنَبَذْنَاهُم فِى الْيَمِّ » « نَبَذْنَاهُم » از مادّهء « نبذ » ( بر وزن نبض ) به معناى دور افكندن اشياء بىارزش و بىمقدار است . تعبير « نَبَذْنَاهُم » ( آنها را افكنديم ) در سورهء « ذاريات » اشاره به اين است كه « فرعون » با تمام قدرت و لشكريانش آن چنان در برابر ارادهء خداوند ضعيف بودند ، كه همچون يك موجود بىمقدار آنها را در وسط درياى « نيل » افكند . « 3 »

[ نبىّ : ]

« الرَّسُولَ النَّبِىَّ الْامِّىَّ » « نبىّ » بنا بر يك تفسير ، به معناى كسى است كه از وحى الهى آگاه است و خبر مىدهد ، و بنا بر تفسير ديگر ، به معناى شخص عالىمقام است ، اين از نظر لغت . اما از نظر تعبيرات قرآنى ، و لسان روايات ، بعضى معتقدند : « نبىّ » دريافت وحى مىكند ولى موظف به ابلاغ آن نيست ، بلكه تنها براى انجام وظيفهء خود او است ، و يا اگر از او سؤال كنند پاسخ مىگويد . به تعبير ديگر ، « نبىّ » همانند طبيب آگاهى است كه در محل
هامش
( 1 ) . انسان ، آيهء 2 ( ج 25 ، ص 337 ) ( 2 ) . طه ، آيهء 96 ( ج 13 ، ص 315 ) ( 3 ) . قصص ، آيهء 40 ( ج 16 ، ص 103 ) ؛ ذاريات ، آيهء 40 ( ج 22 ، ص 376 )
لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 577 | شيخ محمد جعفر امامى