تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨
خود آماده پذيرايى بيماران است ، او به دنبال بيماران نمىرود ، ولى اگر بيمارى به او مراجعه كند از درمانش فروگذار نمىكند . از رواياتى كه در اين زمينه به ما رسيده و مرحوم « كلينى » در كتاب « اصول كافى » در باب « طبقات الانبياء و الرّسل » و باب « الفرق بين النبىّ و الرّسل » آورده چنين استفاده مىشود : « نبى » كسى است كه تنها حقايق وحى را در حال خواب مىبيند ( همانند رؤياى ابراهيم عليه السلام ) و يا علاوه بر خواب در بيدارى هم صداى فرشته وحى را مىشنود . البته ، آنچه در اين روايات وارد شده ، با تفسيرى كه گفتيم ، منافات ندارد ؛ چرا كه ممكن است مأموريت‌هاى متفاوت پيامبر و رسول تأثير در نحوهء دريافت آنها از وحى داشته باشد ، و به تعبير ديگر ، هر مرحله‌اى از مأموريت ، همراه با مرحله ويژه‌اى از وحى است ( دقت كنيد ) . « 1 »

[ نَبِيّاً : ]

« وَ كَانَ رَسُولًا نَبِيّاً » « نَبِيّاً » در اصل از « نبوة » ( بر وزن نَغْمة ) به معناى رفعت و بلندى مقام گرفته شده ، البته ريشهء ديگرى نيز دارد كه از « نبأ » به معناى خبر است ؛ زيرا پيامبر ، خبر الهى را دريافت مىكند و به ديگران خبر مىدهد اما در اينجا مناسب‌تر همان معناى اول است . « 2 »

[ نَبِيذ : ]

« نَبِيذ » از مادّهء « نَبْذ » عبارت از اين بوده كه مقدارى خرما يا كشمش را در ظرفى كه مقدارىآب درآن بود مىريختند و چند روزى مىگذاشتند ، و سپس مىنوشيدند هرچند رسماً شراب نبود ، ولى بر اثر گرمى هوا مواد قندى آن تبديل به الكل خفيفى مىشد . « 3 »

[ نَتَقْنَا : ]

« وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ » « نَتَقْنَا » از مادّهء « نَتْق » ( بر وزن قَلْع ) در اصل ، به معناى كندن چيزى از جايش و به سوى ديگرى پرتاب كردن است ، به زنانى كه زياد فرزند مىآورند نيز « ناتق » مىگويند ؛ زيرا به آسانى فرزند را از محيط رحم جدا كرده و به خارج مىگذارند . « 4 »

[ نَجْد : ]

« وَ هَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ » « نَجْد » در اصل به معناى مكان مرتفع است در مقابل « تهامه » كه به سرزمين‌هاى پست گفته مىشود ، يا به تعبير ديگر « بلند بوم » و « پست بوم » است ، و در اينجا كنايه از خير و شرّ و مسير سعادت و شقاوت است . اين تفسير در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيهء 157 ( ج 6 ، ص 468 ) ؛ مريم ، آيهء 51 ( ج 13 ، ص 106 ) ( 2 ) . مريم ، آيهء 51 ( ج 13 ، ص 104 ) ( 3 ) . اعراف ، آيهء 166 ( ج 6 ، ص 503 ) ( 4 ) . اعراف ، آيهء 171 ( ج 6 ، ص 513 )