تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
مىكند ، و در مغز فرو مىرود « ناقور » گفته مىشود . « 1 »

[ نَاقَه : ]

« نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ » « نَاقَه » در اصل ، به معناى شتر ماده است و در هفت مورد از قرآن مجيد به ناقهء صالح اشاره شده . مرحوم « طبرسى » در « مجمع البيان » مىگويد : ناقه ، در اصل به چيزى گفته مىشود كه تسليم و رام و آماده و مهيا است و اطلاق آن به شتر ماده شايد به همين جهت است كه آمادگى بيشترى براى سوارى دارد . در بعضى از آيات قرآن مانند آيهء سورهء « هود » ، اضافه به « اللّه » شده است . و اين نشان مىدهد كه اين ناقه ويژگىهايى داشته ، و با توجّه به اين كه در اين آيه به عنوان آيه و نشانهء الهى و دليل حقانيت ذكر شده است ، روشن مىشود كه اين ناقه ، يك ناقهء معمولى نبوده و از جهت يا جهاتى خارق‌العاده بوده است . قرآن دربارهء خصوصيات اين شتر كه وضع اعجازآميزى داشته ، سربسته سخن گفته ، و ويژگىهاى آن را نشمرده است ، ولى مىدانيم يك شتر عادى و معمولى نبوده است . « 2 »

[ ناكب : ]

« الصِّراطِ لَنَاكِبُونَ » « ناكب » از مادّهء « نكب » و « نكوب » به معناى انحراف از مسير است ، و « نكبت دنيا » - در مقابل روى آوردن دنيا - به معناى انحراف و پشت كردن دنيا است . « 3 »

[ نَاكِس : ]

« نَاكِسُوا رُئُوسِهِمْ » « نَاكِس » از مادّهء « نكس » ( بر وزن عكس ) به معناى وارونه شدن چيزى است و در اينجا به معناى سر به زير افكندن است . « 4 »

[ نبأ : ]

« عَنِ النَّبَأِ الْعَظِيمِ » « نبأ » به گفتهء « راغب » در « مفردات » ، به معناى خبرى است كه « مهم » و داراى « فايده » باشد و انسان نسبت به آن « علم » يا « ظن غالب » پيدا كند ، و اين امور سه گانه در معناى « نبأ » شرط است . « 5 »

[ نَبْتَلِيْه : ]

« نُّطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَّبْتَلِيهِ » جملهء « نَبْتَلِيْه » از مادّهء « ابتلاء - بَلاء » اشاره به رسيدن انسان به مقام « تكليف ، تعهد ،
هامش
( 1 ) . مدثّر ، آيهء 8 ( ج 25 ، ص 221 ) ( 2 ) . اعراف ، آيهء 73 ( ج 6 ، ص 283 ) ؛ هود ، آيهء 64 ( ج 9 ، ص 190 ) ؛ شعراء ، آيهء 155 ( ج 15 ، ص 338 ) ( 3 ) . مؤمنون ، آيهء 74 ( ج 14 ، ص 301 ) ( 4 ) . سجده ، آيهء 12 ( ج 17 ، ص 153 ) ( 5 ) . نبأ ، آيهء 2 ( ج 26 ، ص 20 )