غرور آنها پرده برداشته است ، به طورى كه همواره درخور سرزنش هستند . « 1 »
[ مِمَّا : ]
« وَ أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُم »
تعبير به « مِمَّا » ( از چيزهايى كه . . . ) تعبير عامى است كه نه تنها اموال ، بلكه تمام سرمايهها و مواهب الهى را شامل مىشود ، و همان گونه كه قبلًا نيز گفتهايم انفاق ، مفهوم وسيعى دارد كه منحصر به مال نيست ، بلكه علم و هدايت و آبروى اجتماعى ، سرمايههاى معنوى و مادى ديگر را نيز شامل مىشود . « 2 »
[ مُمَدَّدَة : ]
« في عَمَدٍ مُّمَدَّدَةِ »
« مُمَدَّدَة » از مادّهء « تمديد - مَدّ » به معناى كشيده و طويل است . « 3 »
[ مَمْدُود : ]
« وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُوداً »
« مَمْدُود » از مادّهء « مَدّ » در اصل به معناى « كشيده » است كه در اينجا ناظر به گستردگى ، حجم اموال او يا كشش از نظر زمان و يا از نظر مكان است . بعضى گفتهاند : اموال او ( وليد ) به قدرى گسترده بود كه در فاصلهء مكّه و طائف شتران بسيار و اسبهاى فراوان و مستغلات زياد داشت . و بعضى گفتهاند : باغها و مزارعى داشت كه غلات يكى تمام نشده ديگرى مىرسيد ، به علاوه داراى صدهزار دينار طلا بود ، و همهء اين معانى در كلمهء « مَمْدُود » جمع است . « 4 »
[ مُمَرَّد : ]
« إِنَّهُ صَرْحٌ مُّمَرَّدٌ »
« مُمَرَّد » از مادّهء « تَمريد - مُرُود » به معناى صاف است . « 5 »
[ مَمْنُون : ]
« لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ »
« مَمْنُون » از مادّهء « منّ » در اينجا به معناى قطع ، يا نقص است ، بنابراين « غَيْرُ مَمْنُون » يعنى « غير مقطوع » و بدون نقص ، بعضى واژهء « مَنُون » ( بر وزن زبون ) به معناى مرگ را ، نيز از همين ماده دانستهاند و همچنين « منّت گذاردن با زبان » را ، چرا كه اولى قطع و پايان عمر است ، و دومى نعمت و شكر را قطع مىكند .
بعضى از مفسران ، نيز گفتهاند : منظور از « غَيْرُ مَمْنُون » در اينجا اين است كه ، هيچگونه منتى بر مؤمنان در اين اجر و پاداش گذارده نمىشود ( ولى معناى اول مناسبتر به نظر مىرسد ) .
و ممكن است همهء اين معانى در سورهء « انشقاق » جمع باشد ؛ زيرا نعمتهاى آخرت بر عكس نعمتهاى دنيا كه ناپايدار و هم نقصانپذير ، و غالباً آميخته با عوارض نامطلوب ، و يا منت اين و آن است ، هيچگونه منت ، نقصان ، فناء و عوارض نامطلوب در آن راه ندارد ، جاودانى ، نقصانناپذير است ، خالى از هرگونه ناملايمات و هرگونه منّت است . « 6 »
[ منّ : ]
« أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى »
« منّ » در لغت به گفتهء بعضى قطرات كوچكى همچون قطرات شبنم است كه بر درختان مىنشيند و طعم شيرينى دارد ، يا به تعبير ديگر ، يك نوع صمغ و شيرهء درختى است با طعم شيرين ، و بعضى گفتهاند : طعم آن شيرين توأم با ترشى بوده است . طبق روايتى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله « منّ » قارچهاى خوراكى بوده كه در آن سرزمين مىروئيده .
بعضى ديگر گفتهاند : مقصود از « منّ » تمام آن نعمتهايى است كه خدا بر بنى اسرائيل « منّت » گذارده .
و يا اين كه « منّ » يك نوع عسل طبيعى بوده كه در كوههاى مجاور آن بيابان وجود داشته ، و يا شيرههاى نيروبخش مخصوص نباتى بوده كه در درختانى كه در گوشه و كنار آن
هامش
( 1 ) . صافات ، آيهء 142 ( ج 19 ، ص 173 ) ؛ ذاريات ، آيهء 40 ( ج 22 ، ص 376 )
( 2 ) . حديد ، آيهء 7 ( ج 23 ، ص 327 )
( 3 ) . همزه ، آيهء 9 ( ج 27 ، ص 342 )
( 4 ) . مدثّر ، آيهء 12 ( ج 25 ، ص 228 )
( 5 ) . نمل ، آيهء 44 ( ج 15 ، ص 510 )
( 6 ) . فصّلت ، آيهء 8 ( ج 20 ، ص 236 ) ؛ قلم ، آيهء 3 ( ج 24 ، ص 379 ) ؛ انشقاق ، آيهء 25 ( ج 26 ، ص 332 ) ؛ تين ، آيهء 6 ( ج 27 ، ص 166 )