چشمپركن است ، ولى هنگامى كه توصيف به « اعلى » مىشود ، اشاره به ملائكهء كرام و فرشتگان والامقام حق است . « 1 »
[ مُلْتَحَد : ]
« مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً »
« مُلْتَحَد » از مادّهء « لحد » ( بر وزن مهد ) به معناى حفرهاى است كه از وسط ، به يكى از دو طرف مايل شده باشد ( همانند لحدى كه براى قبر مىسازند ) و به همين جهت ، « مُلْتَحَد » به جايى گفته مىشود كه : انسان تمايل به آن پيدا مىكند ، و سپس به معناى « ملجأ و پناهگاه » آمده است و به معناى حفرهاى است كه در كنار قرار گرفته باشد ، شبيه آنچه براى مردگان در عمق قبر كنده مىشود كه در يكسوى عمق قبر مقدارى پيشروى به يك طرف مىكنند ، و جسم مرده را در آن مىگذارند ، تا خاك به روى او ريخته نشود ، و از آسيب جانوران نيز محفوظتر بماند ، سپس به هر مكان و پناهگاه مطمئن ديگرى اطلاق شده است . « 2 »
[ مَلْجَأ : ]
« لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً »
« مَلْجَأ » از مادّهء « لَجْأ - لُجُوء » به معناى پناهگاه است همچون قلعههاى محكم و يا مانند آن . « 3 »
[ ملح : ]
« هذا مِلْحٌ أُجاجٌ »
« ملح » به معناى شور يا آب شور است كه به راحتى از گلو پايين نمىرود . « 4 »
[ مُلك : ]
« لَهُ مُلْكُ السَّمَاواتِ »
« مُلك » ( بر وزن كُرك ) چنان كه « راغب » در « مفردات » گويد : به معناى در اختيار گرفتن چيزى و حاكميت بر آن است . « 5 »
[ مِلْك ، مَلْك : ]
« مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنَا »
« مَلْك » ( بر وزن درك ) و « مِلْك » ( بر وزن پلك ) هر دو به معناى مالك بودن چيزى است و منظور بنىاسرائيل اين بوده كه ما صاحب اختيار و مالك اين كار نبوديم بلكه آن چنان تحت تأثير واقع شديم كه دل و دين از كف ما ربوده شد . بعضى از مفسران اين جمله را مربوط به اقليتى از بنى اسرائيل دانستهاند كه عبادت گوساله نكردند ( مىگويند : ششصد هزار نفر از آنها گوسالهپرست شدند ، فقط دوازده هزار نفر بر توحيد باقى ماندند ) ولى تفسيرى كه در آيه گفتيم صحيحتر به نظر مىرسد .
« مِلك » ( بر وزن پِلك ) هميشه دليل بر
هامش
( 1 ) . صافات ، آيهء 8 ( ج 19 ، ص 30 )
( 2 ) . كهف ، آيهء 27 ( ج 12 ، ص 432 ) ؛ جنّ ، آيهء 22 ( ج 25 ، ص 137 )
( 3 ) . توبه ، آيهء 57 ( ج 7 ، ص 532 )
( 4 ) . فرقان ، آيهء 53 ( ج 15 ، ص 141 ) ؛ فاطر ، آيهء 12 ( ج 18 ، ص 224 )
( 5 ) . فرقان ، آيهء 2 ( ج 15 ، ص 20 )