تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣

[ مِلَّة : ]

« مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفاً » « مِلَّة » به معناى « دين و آئين » است ، تنها تفاوتى كه با يكديگر دارند اين است كه : كلمهء ملت به خداوند اضافه نمىشود و « مِلَّةَ اللَّه » نمىگويند ، بلكه به پيامبر صلى الله عليه و آله اضافه مىشود ، در حالى كه كلمهء « دين » هم به خدا اضافه مىشود ، هم به پيامبر صلى الله عليه و آله و هم به افراد . « 1 »

[ مُلِيم : ]

« الْحُوتُ وَ هُوَ مُليمٌ » « مُلِيم » در اصل از مادّهء « لوم » به معناى ملامت است و معناى « لائم » را مىدهد و در اينجا منظور اين است كه : خود را ملامت نمود . « مُلِيْم » اسم فاعل از باب « افعال » از مادّهء « لوم » به معناى سرزنش است ، و در اين گونه موارد به معناى كسى است كه مرتكب كارى مىشود كه در خور ملامت است . تعبير « هُوَ مُلِيْم » ( او شايسته سرزنش است ) ، اشاره به اين است كه : نه تنها مجازات الهى اين قوم را محو كرد ، بلكه تاريخى كه از آنها باقى مانده ، نام ننگين و اعمال شرم‌آور آنها را حفظ كرده ، و از ظلم و جنايت و كبر و
هامش
( 1 ) . نساء ، آيهء 125 ( ج 4 ، ص 191 )