تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
فاعل است و در اينجا به معناى مضاعف‌كننده نيست ، بلكه به معناى صاحب پاداش مضاعف است ، زيرا اسم فاعل در لغت عرب گاه به معناى صاحب چيزى مىآيد مانند « موسر » يعنى « صاحب مال فراوان » . « 1 »

[ مضغة : ]

« ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ » « مضغة » از مادّهء « مضغ » به معناى جويدن است ، و اين واژه به معناى مقدار كمى گوشت است كه انسان در يك لقمه مىتواند آن را بجود و اين تشبيه جالبى است براى جنين در دوران بعد از « علقه » . « 2 »

[ مطابقه : ]

« سَبْعَ سَمَاواتٍ طِباقاً » « مطابقه » در اصل ، آن است كه چيزى را فوق چيز ديگرى قرار دهند . « 3 »

[ مُطَفِّفِينَ : ]

« وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفينَ » « مُطَفِّفِينَ » از مادّهء « تطفيف » در اصل از « طَفَّ » گرفته شده كه به معناى كناره‌هاى چيزى است ، و اين كه سر زمين « كربلاء » را وادى « طَفّ » مىگويند ، به خاطر اين است كه در ساحل « فرات » واقع شده ؛ سپس به هر چيز كمى واژهء « طفيف » اطلاق شده است ، همچنين به پيمانه‌اى كه پر نباشد يعنى محتوايش به كنارهاى آن رسيده اما مملو نشده است نيز همين معنا اطلاق مىشود ، و بعد اين واژه در كم‌فروشى به هر شكل و به هر صورت استعمال شده . « 4 »

[ مُطَّلِعُونَ : ]

« أَنْتُمْ مُّطَّلِعُونَ » « مُطَّلِعُونَ » از مادّهء « اطّلاع » به معناى سر كشيدن و جستجو كردن و بر چيزى مشرف شدن و آگاهى گرفتن است . « 5 »

[ مطلوب : ]

« الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ » در اين كه منظور از « مطلوب » از مادّهء « طَلَب » در اين آيه چيست ؟ حق همان است كه : منظور از « مطلوب » خود بت‌ها است كه ضعيف هستند و ناتوان . بعضى از مفسران نيز ، احتمال داده‌اند : « طالب » اشاره به « مگس » و « مطلوب » اشاره به بت‌ها است ( زيرا مگس‌ها به سراغ بت‌ها مىروند تا از مواد غذايى روى آنها بهره گيرند ) . بعضى ديگر ، « مطلوب » را مگس دانسته‌اند ( زيرا به فرض كه بت‌ها به فكر آفرينش مگس ضعيفى بيفتند قادر نخواهند بود ) ولى تفسير اول صحيح‌تر به نظر مىرسد . « 6 »
هامش
( 1 ) . روم ، آيهء 39 ( ج 16 ، ص 470 ) ( 2 ) . حجّ ، آيهء 5 ( ج 14 ، ص 29 ) ( 3 ) . ملك ، آيهء 3 ( ج 24 ، صفحات 329 ، 330 ) ( 4 ) . مطففين ، آيهء 1 ( ج 26 ، ص 255 ) ( 5 ) . صافات ، آيهء 54 ( ج 19 ، ص 75 ) ( 6 ) . حجّ ، آيهء 73 ( ج 14 ، ص 190 )