فاعل است و در اينجا به معناى مضاعفكننده نيست ، بلكه به معناى صاحب پاداش مضاعف است ، زيرا اسم فاعل در لغت عرب گاه به معناى صاحب چيزى مىآيد مانند « موسر » يعنى « صاحب مال فراوان » . « 1 »
[ مضغة : ]
« ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ »
« مضغة » از مادّهء « مضغ » به معناى جويدن است ، و اين واژه به معناى مقدار كمى گوشت است كه انسان در يك لقمه مىتواند آن را بجود و اين تشبيه جالبى است براى جنين در دوران بعد از « علقه » . « 2 »
[ مطابقه : ]
« سَبْعَ سَمَاواتٍ طِباقاً »
« مطابقه » در اصل ، آن است كه چيزى را فوق چيز ديگرى قرار دهند . « 3 »
[ مُطَفِّفِينَ : ]
« وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفينَ »
« مُطَفِّفِينَ » از مادّهء « تطفيف » در اصل از « طَفَّ » گرفته شده كه به معناى كنارههاى چيزى است ، و اين كه سر زمين « كربلاء » را وادى « طَفّ » مىگويند ، به خاطر اين است كه در ساحل « فرات » واقع شده ؛ سپس به هر چيز كمى واژهء « طفيف » اطلاق شده است ، همچنين به پيمانهاى كه پر نباشد يعنى محتوايش به كنارهاى آن رسيده اما مملو نشده است نيز همين معنا اطلاق مىشود ، و بعد اين واژه در كمفروشى به هر شكل و به هر صورت استعمال شده . « 4 »
[ مُطَّلِعُونَ : ]
« أَنْتُمْ مُّطَّلِعُونَ »
« مُطَّلِعُونَ » از مادّهء « اطّلاع » به معناى سر كشيدن و جستجو كردن و بر چيزى مشرف شدن و آگاهى گرفتن است . « 5 »
[ مطلوب : ]
« الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ »
در اين كه منظور از « مطلوب » از مادّهء « طَلَب » در اين آيه چيست ؟ حق همان است كه :
منظور از « مطلوب » خود بتها است كه ضعيف هستند و ناتوان .
بعضى از مفسران نيز ، احتمال دادهاند :
« طالب » اشاره به « مگس » و « مطلوب » اشاره به بتها است ( زيرا مگسها به سراغ بتها مىروند تا از مواد غذايى روى آنها بهره گيرند ) .
بعضى ديگر ، « مطلوب » را مگس دانستهاند ( زيرا به فرض كه بتها به فكر آفرينش مگس ضعيفى بيفتند قادر نخواهند بود ) ولى تفسير اول صحيحتر به نظر مىرسد . « 6 »
هامش
( 1 ) . روم ، آيهء 39 ( ج 16 ، ص 470 )
( 2 ) . حجّ ، آيهء 5 ( ج 14 ، ص 29 )
( 3 ) . ملك ، آيهء 3 ( ج 24 ، صفحات 329 ، 330 )
( 4 ) . مطففين ، آيهء 1 ( ج 26 ، ص 255 )
( 5 ) . صافات ، آيهء 54 ( ج 19 ، ص 75 )
( 6 ) . حجّ ، آيهء 73 ( ج 14 ، ص 190 )