مىشود كه اين دو واژه به يك معناست ، و مفهوم وسيعى دارد كه هر گونه عيبجوئى و غيبت و طعن و استهزاء به وسيلهء زبان و علائم و اشارات و سخنچينى و بدگويى را شامل مىشود . « 1 »
[ لَمَمْ : ]
« وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ »
« لَمَمْ » ( بر وزن قسم ) به معناى كارهاى كوچك و بى اهميت است . « 2 »
[ لَمْيَتَسَنَّهْ : ]
« شَرابِكَ لَمْيَتَسَنَّهْ »
« لَمْيَتَسَنَّهْ » از مادّهء « سَنَه » به معناى سال است ، يعنى سال بر آن نگذشته است ولى در اينجا كنايه از عدم تغيير و فاسد نشدن است ، يعنى به آنها نگاه كن كه با گذشت آن همه سال ، گويى سال و زمانى بر آن نگذشته و تغييرى در آن حاصل نشده است . « 3 »
[ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ : ]
« لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيا »
« لَنُبَوِّئَنَّهُمْ » در اصل از مادّهء « بَواء » به معناى تساوى اجزاى مكان است ، به عكس « نَبْوَه » ( بر وزن مبدأ ) كه به معناى عدم تساوى اجزاى مكان است . بنابراين ، جملهء « بَوَّأْتُ لَهُ مَكَاناً » يعنى محل را براى او صاف كردم ، و سپس به معناى آماده ساختن محلى براى كسى آمده است و از مادّهء « تبوئه » ( بر وزن تذكرة ) به معناى سكنى دادن به قصد بقاء و دوام نيز آمده است . « 4 »
[ لَنُبَيِّتَنَّهُ : ]
« بِاللَّهِ لَنُبَيِّتَنَّهُ »
« لَنُبَيِّتَنَّهُ » از مادّهء « تَبْييت » به معناى شبيخون زدن و حملهء غافلگيرانهء شبانه است ، اين تعبير نشان مىدهد كه آنها در عين حال از طرفداران صالح بيم داشتند و از قوم و قبيلهاش وحشت مىكردند ، لذا براى اين كه به مقصود خود برسند و در عين حال گرفتار خشم طرفداران او نشوند ، ناچار نقشهء حملهء شبانه را طرح و تبانى كردند كه هر گاه به سراغ آنها بيايند - چون مخالفت آنها با صالح عليه السلام از قبل معلوم بود - متفقاً سوگند ياد كنند : در اين برنامه مطلقاً دخالتى نداشته و حتى شاهد و ناظر صحنه هم نبودهاند ! « 5 »
[ لَنْ تُحْصُوهُ : ]
« أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ »
« لَنْ تُحْصُوهُ » از مادّهء « احصاء » به معناى شماره كردن است ، يعنى شما نمىتوانيد دقيقاً وقت شب را از نظر مقدار دو ثلث و نصف و يك ثلث تعيين كنيد ، و به زحمت
هامش
( 1 ) . همزه ، آيهء 1 ( ج 27 ، ص 334 )
( 2 ) . شورى ، آيهء 32 ( ج 3 ، ص 453 )
( 3 ) . بقره ، آيهء 259 ( ج 2 ، ص 350 )
( 4 ) . نحل ، آيهء 41 ( ج 11 ، ص 264 ) ؛ عنكبوت ، آيهء 58 ( ج 16 ، ص 348 )
( 5 ) . نمل ، آيهء 49 ( ج 15 ، ص 525 )