سورهء « قصص » ، به قرينهء ذكر « آيات » و همچنين جملهء « نَتْلوُا عَلَيْك » كه در آيهء بعد ، مىآيد به معناى قرآن است . « 1 »
[ كُتِبَ : ]
« كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ »
« كُتِبَ » ( نوشته شده ) از مادّهء « كِتاب » در سورهء « بقره » اشاره به حتمى بودن و قطعى بودن اين فرمان الهى است . « 2 »
[ كَتَبَ : ]
« كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ »
« كَتَبَ » كه از مادّهء « كتابت » به معناى نوشتن است ، در بسيارى از موارد كنايه از الزام ، ايجاب و تعهّد مىباشد ؛ زيرا يكى از آثار نوشتن ، مسلّم شدن وثابتماندن چيزى است .
« كتب » به معناى « مكتوبات » است و يا به معناى احكام و مقرراتى كه از ناحيهء خداوند تعيين شده است ؛ زيرا كتابت به معناى تعيين حكم ، نيز آمده . « 3 »
[ كَثِيب : ]
« الْجِبالُ كَثيباً مَّهيلًا »
« كَثِيب » از مادّهء « كَثَبَ » به معناى شنهاى متراكم است . « 4 »
[ كَثِيْرَةٍ : ]
« بِفاكِهَةٍ كَثيرَةٍ وَ شَرابٍ »
تعبير به « كَثِيْرَةٍ » اشاره به انواع مختلف ميوههاى بهشتى است ، همان گونه كه نوشيدنى و شراب طهور آن نيز ، اشكال متنوعى دارد كه در آيات مختلف قرآن به آن اشاره شده است . « 5 »
[ كَدْح : ]
« رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ »
« كَدْح » ( بر وزن مدح ) به معناى تلاش و كوششى است كه با رنج و تعب همراه باشد ، و در جسم و جان اثر بگذارد ، لذا ، به گاو سختكوشى كه آثار كار كردن در جسم او ظاهر شده « ثَوْرٌ فِيْهِ كُدُوحٌ » مىگويند . در تفسير « كشاف » و « فخر رازى » و « روح المعانى » آمده است : اين كلمه در اصل به معناى خراشى است كه بر پوست تن وارد مىشود ، و به همين مناسبت به تلاشهايى كه در روح انسان اثر مىگذارد ، اطلاق شده است . « 6 »
[ كِذَّاب : ]
« وَكَذَّبُوا بِآياتِنَا كِذَّاباً »
« كِذَّاب » از مادّهء « كِذْب » ( به كسر كاف ) يكى از صيغههاى مصدر باب تفعيل ، به معناى
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 2 ( ج 1 ، ص 97 ) ؛ اعراف ، آيهء 37 ( ج 6 ، ص 202 ) ؛ قصص ، آيهء 2 ( ج 16 ، ص 21 ) ؛ فاطر ، آيهء 40 ( ج 18 ، ص 304 ) ؛ ق ، آيهء 4 ( ج 22 ، ص 239 )
( 2 ) . بقره ، آيهء 216 ( ج 2 ، ص 130 )
( 3 ) . انعام ، آيهء 54 ( ج 5 ، ص 324 ) ؛ مجادله ، آيهء 21 ( ج 23 ، ص 475 ) ؛ بيّنه ، آيهء 3 ( ج 27 ، ص 225 )
( 4 ) . مزمّل ، آيهء 14 ( ج 25 ، ص 191 )
( 5 ) . ص ، آيهء 51 ( ج 19 ، ص 336 )
( 6 ) . انشقاق ، آيهء 6 ( ج 26 ، صفحات 311 ، 312 )