تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
ولى هنگامى كه به باب « تفعيل » برده شود ( همانند آيهء فوق ) معناى تكثير و تشديد را مىرساند . « 1 »

[ فَجَرَة : ]

« هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ » « فَجَرَة » از مادّهء « فُجُور » ( بر وزن غلبه ) جمع « فاجر » است كه اشاره به افراد فاسدالعمل است . « 2 »

[ فُجُور : ]

« تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأَرْضِ » « فُجُور » از مادّهء « فجر » چنان كه قبلًا هم اشاره كرده‌ايم ، به معناى شكافتن وسيع است ، و از آنجا كه سپيدهء صبح ، پردهء شب را مىشكافد به آن « فجر » گفته شده . و نيز از آنجا كه ارتكاب گناهان ، پردهء ديانت را مىشكافد به آن « فجور » اطلاق شده . البته ، منظور از « فجور » در سورهء « شمس » ، همان اسباب و عوامل و طرق آن است . « 3 »

[ فَحْشاء : ]

« بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشآءِ » « فَحْشاء » از مادّهء « فحش » به معناى هر كارى است كه از حد اعتدال خارج گردد و صورت « فاحش » به‌خود بگيرد ، بنابراين شامل تمامى منكرات وقبائح واضح وآشكار مىگردد . و به معناى هر كار زشت و بسيار قبيح است ، و در آيهء 268 سورهء « بقره » به تناسب بحث ، به معناى بخل و ترك انفاق ، كه در بسيارى از موارد ، نوعى معصيت و گناه است آمده ( هر چند واژهء فحشاء در مواردى به معناى گناه بىعفتى آمده ) ، حتى بعضى از مفسران تصريح كرده‌اند كه : عرب به شخص بخيل ، فاحش مىگويد . فرق ميان « فحشاء » و « منكر » در يك عبارت كوتاه مىتوان گفت : « فحشاء » اشاره به گناهان بزرگ پنهانى ، و « منكر » گناهان بزرگ آشكار است ، و يا « فحشاء » گناهانى است كه بر اثر غلبهء قواى شهويه ، و « منكر » بر اثر غلبهء قوهء غضبيه صورت مىگيرد . « 4 »

[ فَخّار : ]

« مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ » « فَخّار » از مادّهء « فخر » گرفته شده و به معناى كسى است كه بسيار فخر مىكند ، و از آنجا كه اين گونه اشخاص آدمهايى تو خالى و پر سر و صدا هستند ، اين كلمه به كوزه ( و هر گونه « سفال » ) به خاطر سر و صداى زيادى كه دارد اطلاق شده است ! « 5 »
هامش
( 1 ) . يس ، آيهء 34 ( ج 18 ، ص 398 ) ( 2 ) . عبس ، آيهء 42 ( ج 26 ، ص 170 ) ( 3 ) . اسراء ، آيهء 90 ( ج 12 ، ص 311 ) ؛ ص ، آيهء 28 ( ج 19 ، ص 287 ) ؛ شمس ، آيهء 8 ( ج 27 ، ص 61 ) ( 4 ) . بقره ، آيات 169 ، 268 ( ج 1 ، ص 645 ؛ ج 2 ، صفحهء 395 ) ؛ عنكبوت ، آيهء 45 ( ج 16 ، ص 301 ) ( 5 ) . رحمن ، آيهء 14 ( ج 23 ، ص 129 )