تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠

[ عود : ]

« ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قالُوا » مراد از « عود » ( يعودون ) يا تكرار « ظهار » است ، يا منظور بازگشت به سنت جاهليت در اين گونه امور است ، و يا اين كه به معناى تدارك و جبران اين عمل مىباشد . « 1 »

[ عَوْرَه : ]

« إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ » واژهء « عَوْرَه » در اصل از مادّهء « عار » است ، و به چيزى گفته مىشود كه آشكار ساختنش موجب عار باشد ، به شكاف‌هايى كه در لباس يا ديوار خانه ظاهر مىشود ، و همچنين به نقاط آسيب پذير مرزها ، و آنچه انسان از آن بيم و وحشت دارد نيز « عوره » گفته مىشود ، در اينجا منظور خانه‌هايى است كه در و ديوار مطمئنى ندارد ، و بيم حملهء دشمن به آن مىرود . و از آنجا كه آشكار شدن آلت جنسى مايهء عيب و عار است در لغت عرب به آن « عورت » اطلاق شده . كلمهء « عورة » گاه ، به معناى شكاف در ديوار ، لباس و مانند آن نيز آمده است و گاه ، به معناى مطلق عيب مىباشد . اطلاق كلمهء « عورت » بر اوقات سه‌گانه ، در سورهء « نور » به خاطر آن است كه مردم در اين اوقات خود را زياد مقيد به پوشانيدن خويش - مانند ساير اوقات - نمىكنند و يك حالت خصوصى دارند . « 2 »

[ عهد : ]

« عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً » بعضى گفته‌اند : « عهد » همان ايمان به پروردگار ، اقرار به يگانگى او و تصديق پيامبران خدا است . بعضى ديگر گفته‌اند : « عهد » در اينجا به معناى شهادت به وحدانيت حق و بيزارى از كسانى است كه در برابر خدا پناهگاه و قدرتى قائلند و همچنين اميد نداشتن به غير « اللّه » . « عهد » در سورهء « معارج » مفهوم وسيعى دارد كه هم عهدهاى مردمى را شامل مىشود و هم عهدها و پيمان‌هاى الهى را ؛ زيرا « عهد » هرگونه التزام و تعهدى است كه انسان نسبت به ديگرى مىدهد ، و بدون شك ، كسى كه ايمان به خدا و پيامبر او مىآورد ، با اين ايمان تعهدات وسيعى را پذيرفته است . « 3 »

[ عِهن : ]

« وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ » « عِهن » ( بر وزن ذهن ) به معناى پشم زده شده‌اى است كه رنگين باشد . « 4 »
هامش
( 1 ) . مجادله ، آيهء 3 ( ج 23 ، ص 426 ) ( 2 ) . نور ، آيهء 58 ( ج 14 ، ص 575 ) ؛ احزاب ، آيهء 13 ( ج 17 ، ص 247 ) ( 3 ) . مريم ، آيهء 87 ( ج 13 ، صفحات 154 ، 155 ) ؛ معارج ، آيهء 32 ( ج 25 ، ص 46 ) ( 4 ) . معارج ، آيهء 9 ( ج 25 ، ص 30 ) ؛ قارعه ، آيهء 5 ( ج 27 ، ص 287 )