[ عِنْدَنَا : ]
« وَ إِنَّهُمْ عِنْدَنَا لَمِن الْمُصْطَفَيْنَ »
تعبير « عِنْدَنَا » ( نزد ما ) تعبيرى بسيار پر معناى است ، اشاره به اين كه برگزيدگى و نيكى آنها نزد مردم نيست كه گاه در ارزيابىهاى خود انواع مسامحه و چشمپوشى را روا مىدارند ، بلكه توصيف آنها به اين دو وصف ، نزد ما محقق بوده كه با دقت تمام و ارزيابى ظاهر و باطن آنها ، انجام گرفته است . « 1 »
[ عنق : ]
بعضى از ارباب لغت معتقدند : « جيد » ، « عنق » و « رقبه » هر سه معناى مشابهى دارند ، با اين تفاوت كه « جيد » به قسمت بالاى سينه گفته مىشود ، و « عنق » به پشت گردن يا همهء گردن و « رقبه » به گردن گفته مىشود ، و گاه به يك انسان نيز مىگويند :
مانند « فك رقبة » يعنى آزاد كردن انسان . « 2 »
[ عَنِيد : ]
« كُلُّ جَبَّارٍ عَنيدٍ »
كلمهء « عَنِيد » در اصل از « عِند » ( بر وزن رِند ) به معناى سمت و ناحيه است و در اينجا به معناى انحراف و گرايش به غير راه حق آمده است و از مادّهء « عناد » به معناى تكبر ، خودپسندى و عدم تسليم در برابر حق است ، و به گفتهء بعضى ، به آن نوع مخالفت و دشمنى گفته مىشود كه آگاهانه صورت مىگيرد ، يعنى انسان حقانيت چيزى را درك كند و با آن به مخالفت برخيزد ، و « وليد » در سورهء « مدثّر » مصداق روشن اين معنا بود . « 3 »
[ عَوان : ]
« وَ لا بِكْرٌ عَوانُ »
« عَوان » از مادّهء « عَوْن » به معناى ميانسال است . « 4 »
[ عِوَج : ]
« وَ يَبْغُونَها عِوَجاً »
« عَوَج » ( بر وزن كرج ) به معناى كجى حسى است ، ولى « عِوَج » ( بر وزن پدر ) به كجىهايى گفته مىشود كه با فكر ، درك مىشود .
ولى ظاهراً پارهاى از آيات قرآن مانند آيهء 107 سورهء « طه » با اين تفصيل سازگار نيست ( دقت كنيد ) ، و با توجّه به اين كه « عِوَج » در آيهء 28 سورهء « زمر » به صورت نكره در سياق نفى واقع شده و عموم را مىرساند ، هر نوع انحراف و كژى را از قرآن نفى مىكند . « 5 »
هامش
( 1 ) . ص ، آيهء 47 ( ج 19 ، ص 329 )
( 2 ) . مسد ، آيهء 5 ( ج 27 ، ص 454 )
( 3 ) . ابراهيم ، آيهء 15 ( ج 10 ، ص 350 ) ؛ ق ، آيهء 24 ( ج 22 ، ص 278 ) ؛ مدثّر ، آيهء 16 ( ج 25 ، ص 229 )
( 4 ) . بقره ، آيهء 68 ( ج 1 ، ص 357 )
( 5 ) . اعراف ، آيهء 45 ( ج 6 ، ص 221 ) ؛ هود ، آيهء 19 ( ج 9 ، ص 81 ) ؛ طه ، آيهء 107 ( ج 13 ، ص 331 ) ؛ زمر ، آيهء 28 ( ج 19 ، ص 463 )