حاشيه و اطراف هر چيز نيز « عَدْو » گفته مىشود ؛ زيرا از حد وسط به يك جانب تجاوز كرده است ، و در آيهء مورد بحث ، به همين معناى طرف و جانب آمده است . « 1 »
[ عذاب ادنى : ]
« الْعَذابِ الأَدْنى »
« عذاب ادنى » معناى گستردهاى دارد كه غالب احتمالاتى را كه مفسران به طور جدا گانه در تفسير آن نوشتهاند ، در بر مىگيرد . از جمله اين كه منظور مصائب و درد و رنجها است . يا قحطى و خشكسالى شديد هفتسالهاى كه مشركان در « مكّه » به آن گرفتار شدند ، تا آنجا كه مجبور گشتند از لاشهء مردارها تغذيه كنند ! يا ضربهء شديدى است كه بر پيكر آنها در جنگ « بدر » وارد شد . و مانند اينها .
اما اين كه بعضى احتمال دادهاند كه منظور « عذاب قبر » يا « مجازات در رجعت » است ، صحيح به نظر نمىرسد ؛ زيرا با جملهء « لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ » ( شايد از اعمال خود باز گردند ) سازگار نيست . « 2 »
[ عَذْب : ]
« هذا عَذْبٌ فُراتٌ »
« عَذْب » چنان كه « راغب » در « مفردات » مىگويد ، به معناى گوارا ، پاكيزه و خنك است ، و در « لسان العرب » ، تنها به معناى آب پاكيزه تفسير شده ( المَاءُ الطَّيِّب ) كه ممكن است خنك و شيرين بودن آن نيز در مفهوم « طيب » جمع باشد . « 3 »
[ عُرُب : ]
« عُرُباً أَتْراباً »
« عُرُب » از مادّهء « عَرَب » جمع « عَروبة » ( بر وزن ضرورة ) به معناى زنى است كه وضع حالش حكايت از محبتش نسبت به همسر ، و مقام عفت و پاكيش مىكند ؛ زيرا « إِعراب » ( بر وزن اظهار ) به همان معناى آشكار ساختن است ؛ اين واژه به معناى فصيح و خوش سخن بودن ، نيز مىآيد ، و ممكن است هر دو معنا در آيه جمع باشد . « 4 »
[ عَرَبِىّ : ]
« أَنْزَلْنَاهُ حُكْماً عَرَبِيًّا »
« عَرَبِىّ » همان گونه كه « راغب » در « مفردات » مىگويد : به معناى سخن فصيح و روشن است ( الفَصيح البيّن من الكلام ) و لذا هنگامى كه گفته مىشود « امرأة عروبة » مفهومش اين است : زنى كه با رفتار و كردارش از عفت و پاكدامنى و محبت خود نسبت به همسرش خبر مىدهد .
اين احتمال نيز داده شده است كه « عربىّ » در اينجا به معناى شريف است ، چرا كه اين
هامش
( 1 ) . انفال ، آيهء 42 ( ج 7 ، ص 232 )
( 2 ) . سجده ، آيهء 21 ( ج 17 ، ص 176 )
( 3 ) . فرقان ، آيهء 53 ( ج 15 ، ص 141 ) ؛ فاطر ، آيهء 12 ( ج 18 ، ص 223 )
( 4 ) . واقعه ، آيهء 37 ( ج 23 ، ص 234 )