تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
اين اموال و ذخيره نمودن براى مشكلات و روز مبادا است . بعضى نيز ، آن را به امساك و نگهدارى تفسير نموده‌اند . ولى معناى اول از همه ظاهرتر است . « 1 »

[ عدل : ]

« ذَوا عَدْلٍ مِّنْكُمْ » منظور از « عدل » در سورهء « مائده » همان عدالت به معناى پرهيز از گناه كبيره و مانند آن است ، ولى اين احتمال در معناى آيه نيز هست كه مراد از عدالت ، « امانت در امور مالى » و عدم خيانت باشد ، مگر اين كه با دلائل ديگر ثابت شود كه شرائط بيشترى در چنين شاهدى لازم است . « عدل » در سورهء « انعام » به معناى « معادل » و چيزى است كه به عنوان جبران كار خلاف داده مىشود ، تا طرف آزاد گردد ؛ در حقيقت معناى آن شبيه « غرامت و جريمه و فديه » است . « 2 »

[ عَدْن : ]

« جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ » « عَدْن » در لغت به معناى اقامت و بقاء در يك مكان و استقرار و ثبات است ، و لذا به « معدن » كه جايگاه بقاى مواد خاصى است ، اين كلمه اطلاق مىشود ؛ بنابراين ، مفهوم « عَدْن » با خلود شباهت دارد . ولى از آنجا كه در جملهء قبل به مسألهء خلود اشاره شده ، چنين استفاده مىشود كه « جنّات عدن » محل خاصى از بهشت پروردگار است ، كه بر ساير باغ‌هاى بهشت امتياز دارد . و در سورهء « مريم » اين مفهوم را مىرساند كه ساكنان آن هميشه در آن « مقيم » خواهند بود . توصيف به « عَدْن » ، كه به معناى هميشگى و جاودانى است ، دليل بر اين است كه بهشت همچون باغ‌ها و نعمت‌هاى اين جهان نيست كه زائل شدنى باشد ؛ زيرا چيزى كه انسان را در رابطه با نعمت‌هاى بزرگ اين جهان نگران مىسازد ، اين است كه همهء آنها سرانجام زوال‌پذيرند ، اما اين نگرانى در مورد نعمت‌هاى بهشتى وجود ندارد . « 3 »

[ عَدْو : ]

« وَجُنُودُهُ بَغْياً وَ عَدْواً » « عَدْو » به معناى تجاوز است ، يعنى : آنها به خاطر ستم و تجاوز به « بنى اسرائيل » به تعقيبشان پرداختند . « 4 »

[ عُدْوَة : ]

« إِذْ أَنْتُم بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا » « عُدْوَة » از مادّهء « عَدْو » ( بر وزن سرو ) در اصل ، به معناى تجاوز كردن است ولى به
هامش
( 1 ) . همزه ، آيهء 2 ( ج 27 ، صفحات 336 ، 337 ) ( 2 ) . مائده ، آيهء 106 ( ج 5 ، ص 146 ) ؛ انعام ، آيهء 70 ( ج 5 ، ص 365 ) ( 3 ) . توبه ، آيهء 72 ( ج 8 ، ص 53 ) ؛ رعد ، آيهء 23 ( ج 10 ، ص 231 ) ؛ مريم ، آيهء 61 ( ج 13 ، ص 120 ) ؛ فاطر ، آيهء 33 ( ج 18 ، ص 287 ) ( 4 ) . يونس ، آيهء 90 ( ج 8 ، ص 457 )