تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١

[ عاقِر : ]

« وَ كَانَتِ امْرَأَتي عاقِراً » « عاقِر » در اصل از واژهء « عقر » به معناى « ريشه و اساس » يا به معناى « حبس » است ، و اين كه به زنان نازا « عاقر » مىگويند ، به خاطر آن است كه كار آنها از نظر فرزند به پايان رسيده ، يا اين كه تولد فرزند در آنها محبوس شده است . « 1 »

[ عاكف : ]

« عَلى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ » « عاكف » از مادّهء « عكوف » است كه به معناى توجّه به چيزى و ملازمت آميخته با احترام نسبت به آن است ، و در سورهء « شعراء » تأكيد بيشترى بر معناى سابق است . « 2 »

[ عالَمِين : ]

« الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينِ » « عالَمِين » از مادّهء « عِلْم » جمع « عالم » است و عالم ، به معناى مجموعه‌اى است از موجودات مختلف كه داراى صفات مشترك و يا زمان و مكان مشترك هستند ، مثلًا مىگوئيم عالم انسان و عالم حيوان و عالم گياه ، و يا مىگوئيم : عالم شرق و عالم غرب ، عالم امروز و عالم ديروز ؛ بنابراين « عالم » خود به تنهايى معناى جمعى دارد و هنگامى كه به صورت « عالمين » جمع بسته مىشود اشاره به تمام مجموعه‌هاى اين جهان است . « 3 »

[ عالِين : ]

« أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالينَ » بعضى از مفسران ، « عالِين » از مادّهء « عُلُوّ » را در اينجا به معناى كسانى مىدانند كه ، هميشه در راه كبر و غرور ، گام بر مىدارند و بنابراين ، معناى جمله چنين مىشود كه آيا تو هم اكنون تكبر كرده يا همواره چنين بوده‌اى » ؟ ! « 4 »

[ عِباد : ]

« يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ » تعبير به « عِباد » ( بندگان خدا ) در سورهء « يس » اشاره به اين است كه تعجب از اين است كه بندگان خدا كه غرق نعمتهاى او هستند ، دست به چنين جناياتى زدند . و در سورهء « زمر » با توجّه به اضافهء آن به « خدا » آن هم به طور مكرّر ، اشاره به اين است كه اگر خداوند تهديدى به عذاب مىكند ، آن هم به خاطر لطف و رحمت او است ، تا بندگان حق گرفتار چنين سرنوشت
هامش
( 1 ) . مريم ، آيهء 8 ( ج 13 ، ص 29 ) ( 2 ) . اعراف ، آيهء 138 ( ج 6 ، ص 397 ) ؛ شعراء ، آيهء 71 ( ج 15 ، ص 279 ) ( 3 ) . حمد ، آيهء 2 ( ج 1 ، ص 54 ) ( 4 ) . ص ، آيهء 75 ( ج 19 ، ص 359 )