افق پهن مىشود و سپس بالا مىرود . « 1 »
[ عاصفه : ]
« الرِّيحَ عاصِفَةً »
« عاصفه » از مادّهء « عَصْف » به معناى تندباد يا طوفان است و توصيف به « عاصفه » ( تندباد ) براى بيان سرعت آن است . از بعضى ديگر از آيات قرآن استفاده مىشود كه بادهاى ملايم نيز به فرمان سليمان عليه السلام بود ، چنان كه در سورهء « ص » آيهء 36 مىخوانيم : فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ « ما باد را به فرمان او قرار داديم كه نرم و آهسته ، هر جا كه مىخواست حركت مىكرد » . البته تصريح به « عاصِفَه » ( تندباد ) در اينجا ممكن است به عنوان بيان فرد مهمتر باشد ، يعنى نه تنها بادهاى ملايم بلكه طوفانهاى سخت نيز در فرمان او بودند ؛ چرا كه دومى عجيبتر و اعجابانگيزتر است . « 2 »
[ عاقَبْتُمْ : ]
« الْكُفَّارِ فَعاقَبْتُم »
« عاقَبْتُمْ » از مادّهء « معاقبة » در اصل از « عِقب » ( بر وزن كدر ) به معناى « پاشنه پا » است ، و به همين مناسبت كلمهء « عقبى » به معناى « جزا » و « عقوبت » به معناى « كيفر كار خلاف » آمده است ، و روى همين جهت ، « معاقبة » به معناى كيفر دادن و قصاص كردن به كار مىرود ، و گاه اين واژه ( معاقبة ) بهمعنا تناوب در امرى نيز استعمال شده ؛ زيرا افرادى كه متناوباً كارى را انجام مىدهند هر يك عقب سر ديگرى فرا مىرسند . لذا « عاقَبْتُمْ » در آيهء فوق ، هم به معناى پيروز شدن مسلمانان بر كفار و كيفر و مجازات آنها و ضمناً گرفتن غنائم تفسير شده است و هم به معناى « تناوب » ؛ چرا كه يك روز نوبت كفار است و روز ديگرى نوبت به مسلمانان مىرسد و بر آنها غالب مىشوند .
اين احتمال نيز داده شده كه ، منظور از اين جمله ، رسيدن به عاقبت و پايان كار است ، و منظور از پايان كار در اينجا ، گرفتن غنائم جنگى است . هر كدام از اين معانى كه باشد ، نتيجه يكى است ، فقط راههاى وصول به اين نتيجه متفاوت ذكر شده است ( دقت كنيد ) . « 3 »
[ عاقِبَةُ الدَّارِ : ]
« لَهُ عاقِبَةُ الدَّارِ »
تعبير به ، « عاقِبَةُ الدَّارِ » ممكن است اشاره به سرانجام دار دنيا ، يا دار آخرت و يا هر دو باشد ، البته معناى سوم جامعتر و مناسبتر به نظر مىرسد . « 4 »
هامش
( 1 ) . احقاف ، آيهء 24 ( ج 21 ، ص 371 )
( 2 ) . انبياء ، آيهء 81 ( ج 13 ، ص 514 ) ؛ ص ، آيهء 36 ( ج 19 ، ص 305 )
( 3 ) . ممتحنه ، آيهء 11 ( ج 24 ، ص 53 )
( 4 ) . قصص ، آيهء 37 ( ج 16 ، ص 96 )