تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩

ع

[ عائل : ]

« وَ وَجَدَكَ عآئِلًا فَأَغْنَى » « عائل » از مادّهء « عَيْلَة » در اصل ، به معناى شخص عيالمند است هر چند غنى باشد ؛ ولى اين واژه به معناى فقير نيز به كار رفته است ، و در آيهء مورد بحث ، اشاره به همين معناست . از كلمات « راغب » چنين استفاده مىشود كه : « عال » اگر اجوف يايى باشد به معناى « فقير » و اگر اجوف واوى باشد به معناى « كثير العيال » بودن است ( ولى بعيد نيست كه اين دو لازم و ملزوم يكديگر شوند ) . « 1 »

[ عاتِيَة : ]

« بِريحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ » « عاتِيَة » از مادّهء « عُتُوّ » ( بر وزن غُلُوّ ) به معناى سركش است ، منتها نه سركش از فرمان خدا ، بلكه ، سركش در معيار نسيم‌ها و بادهاى معمولى . « 2 »

[ عاجِلَه : ]

« كَانَ يُريدُ الْعاجِلَةَ » « عاجِلَه » از مادّهء « عَجَلَة » به معناى نعمت‌هاى زودگذر يا دنياى زودگذر است . « 3 »

[ عادٍ : ]

« غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ » « عادٍ » يا « عادى » از مادّهء « عَدْو » به معناى « تجاوز » است و در سورهء « نحل » منظور كسى است كه بيش از حدّ لازم ، به هنگام ضرورت از اين گوشت‌ها استفاده كند . البته ، در رواياتى كه از طرق اهل‌بيت عليهم السلام به ما رسيده ، گاهى « عادى » به معناى « غاصب » تفسير شده ، حتى « عادى » به معناى « دزد » آمده است . « 4 »

[ عاديات : ]

« وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً » « عاديات » جمع « عادية » از مادّهء « عَدْو » ( بر وزن صبر ) در اصل ، به معناى گذشتن و جدا شدن است ، خواه قلباً بوده باشد ، كه آن را « عداوت » گويند ، و يا در حركت خارجى ، كه آن را « عدو » ( دويدن ) مىخوانند ، و گاه در معاملات ، كه آن را « عدوان » مىنامند ، و در اينجا منظور همان دويدن با سرعت است . « 5 »

[ عارِض : ]

« فَلَمَّا رَأَوْهُ عارِضاً » « عارِض » از مادّهء « عرض » ، در اينجا به معناى ابرى است كه در عرض آسمان گسترده مىشود ، و شايد اين يكى از نشانه‌هاى ابرهاى باران‌زاست كه در همان
هامش
( 1 ) . ضحى ، آيهء 8 ( ج 27 ، ص 124 ) ( 2 ) . حاقّه ، آيهء 6 ( ج 24 ، ص 443 ) ( 3 ) . اسراء ، آيهء 18 ( ج 12 ، ص 79 ) ( 4 ) . انعام ، آيهء 145 ( ج 6 ، ص 27 ) ؛ نحل ، آيهء 115 ( ج 11 ، ص 477 ) ( 5 ) . عاديات ، آيهء 1 ( ج 27 ، ص 264 )