ع
[ عائل : ]
« وَ وَجَدَكَ عآئِلًا فَأَغْنَى »
« عائل » از مادّهء « عَيْلَة » در اصل ، به معناى شخص عيالمند است هر چند غنى باشد ؛ ولى اين واژه به معناى فقير نيز به كار رفته است ، و در آيهء مورد بحث ، اشاره به همين معناست . از كلمات « راغب » چنين استفاده مىشود كه : « عال » اگر اجوف يايى باشد به معناى « فقير » و اگر اجوف واوى باشد به معناى « كثير العيال » بودن است ( ولى بعيد نيست كه اين دو لازم و ملزوم يكديگر شوند ) . « 1 »
[ عاتِيَة : ]
« بِريحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ »
« عاتِيَة » از مادّهء « عُتُوّ » ( بر وزن غُلُوّ ) به معناى سركش است ، منتها نه سركش از فرمان خدا ، بلكه ، سركش در معيار نسيمها و بادهاى معمولى . « 2 »
[ عاجِلَه : ]
« كَانَ يُريدُ الْعاجِلَةَ »
« عاجِلَه » از مادّهء « عَجَلَة » به معناى نعمتهاى زودگذر يا دنياى زودگذر است . « 3 »
[ عادٍ : ]
« غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ »
« عادٍ » يا « عادى » از مادّهء « عَدْو » به معناى « تجاوز » است و در سورهء « نحل » منظور كسى است كه بيش از حدّ لازم ، به هنگام ضرورت از اين گوشتها استفاده كند .
البته ، در رواياتى كه از طرق اهلبيت عليهم السلام به ما رسيده ، گاهى « عادى » به معناى « غاصب » تفسير شده ، حتى « عادى » به معناى « دزد » آمده است . « 4 »
[ عاديات : ]
« وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً »
« عاديات » جمع « عادية » از مادّهء « عَدْو » ( بر وزن صبر ) در اصل ، به معناى گذشتن و جدا شدن است ، خواه قلباً بوده باشد ، كه آن را « عداوت » گويند ، و يا در حركت خارجى ، كه آن را « عدو » ( دويدن ) مىخوانند ، و گاه در معاملات ، كه آن را « عدوان » مىنامند ، و در اينجا منظور همان دويدن با سرعت است . « 5 »
[ عارِض : ]
« فَلَمَّا رَأَوْهُ عارِضاً »
« عارِض » از مادّهء « عرض » ، در اينجا به معناى ابرى است كه در عرض آسمان گسترده مىشود ، و شايد اين يكى از نشانههاى ابرهاى بارانزاست كه در همان
هامش
( 1 ) . ضحى ، آيهء 8 ( ج 27 ، ص 124 )
( 2 ) . حاقّه ، آيهء 6 ( ج 24 ، ص 443 )
( 3 ) . اسراء ، آيهء 18 ( ج 12 ، ص 79 )
( 4 ) . انعام ، آيهء 145 ( ج 6 ، ص 27 ) ؛ نحل ، آيهء 115 ( ج 11 ، ص 477 )
( 5 ) . عاديات ، آيهء 1 ( ج 27 ، ص 264 )