« طَرْف » مصدر است و به معناى گردش چشم نيز آمده ، و « طرفة العين » يعنى - يك گردش چشم - ضمناً ضمير در « عليها » در سورهء « شورى » به عذاب باز مىگردد .
درست است كه « عذاب » ، مذكر است ولى چون در اينجا به معناى نار و جهنم مىباشد ، ضمير مؤنث به آن بازگشته است . « 1 »
[ طَرْفِ خَفِىّ : ]
« مِنْ طَرْفٍ خَفِىٍّ »
بعضى از مفسران گفتهاند : « طَرْفِ خَفِىّ » در اين جا ، به معناى نگاه كردن آنها با چشم نيم باز است ؛ چرا كه از شدت وحشت ، قدرت بر گشودن چشم ندارند ، يا چنان وارفته و بى رمقند ، كه حتى حال گشودن چشم را به طور كامل ندارند ! « 2 »
[ طَرِيقَه : ]
« وَ يَذْهَبا بِطَرِيْقَتِكُمُ الْمُثْلى »
« طَرِيقَه » به معناى روش و در اينجا منظور ، « مذهب » است . « 3 »
[ طعام : ]
« كَفَّارَةٌ طَعامُ مَساكِيْنَ »
در اين كه منظور از « طعام » چيست ؟ بعضى از مفسران احتمال دادهاند : مراد ماهيانى است كه بدون صيد مىميرند و بر روى آب مىمانند ؛ در حالى كه مىدانيم اين سخن درست نيست ؛ زيرا ماهى مرده خوردنش حرام است . آنچه بيشتر از ظاهر آيه استفاده مىشود اين است كه منظور از طعام همان خوراكى است كه از ماهيان صيد شده ترتيب داده شود ؛ زيرا آيه مىخواهد دو چيز را مجاز كند : نخست صيد كردن و ديگر خوردن غذاى صيد شده .
ضمناً از مفهوم اين تعبير ، فتواى معروفى كه در ميان فقهاى ما وجود دارد ، نيز اجمالًا استفاده مىشود كه در مورد حيوانات صحرايى نه تنها اقدام به صيد حرام است ، كه خوردن گوشت حيوانات صيد شده نيز مجاز نيست . « طعام » معناى مصدرى نيز دارد و به معناى « اطعام » است . « 4 »
[ طَغْوى ، طغيان : ]
« ثَمُودُ بِطَغْويهآ »
« طَغْوى » و « طغيان » هر دو به يك معناست ، و مراد از آن تجاوز از حدّ و مرز است ، و در اينجا ، منظور تجاوز از حدود الهى و سركشى در مقابل فرمانهاى او است . از عبارت بعضى از علماى لغت استفاده مىشود كه « طغيان » هم به صورت ناقص واوى و هم ناقص يايى آمده است ، « طغوى »
هامش
( 1 ) . صافات ، آيهء 48 ؛ ص ، آيهء 52 ( ج 19 ، صفحات 70 ، 336 ) ؛ شورى ، آيهء 45 ( ج 20 ، ص 500 )
( 2 ) . شورى ، آيهء 45 ( ج 20 ، ص 501 )
( 3 ) . طه ، آيهء 63 ( ج 13 ، ص 260 )
( 4 ) . مائده ، آيهء 95 ( ج 5 ، ص 111 ) ؛ فجر ، آيهء 18 ( ج 26 ، ص 481 )