تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
كار مىرود . و از آنجا كه درهاى خانه‌ها را به هنگام شب مىبندند ، و كسى كه شب وارد مىشود ، ناچاراست در را بكوبد ، به‌اشخاصى كه در شب وارد مىشوند « طارق » گويند . « 1 »

[ طاغوت : ]

« يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ » « طاغوت » صيغهء مبالغه از مادّهء « طغيان » به معناى تعدى و تجاوز از حدّ و مرز است ، و به هر چيزى كه سبب تجاوز از حدّ گردد ، گفته مىشود ؛ از اين رو شياطين ، بتها ، حكام جبار و مستكبر و هر معبودى غير از پروردگار ، و هر مسيرى كه به غير حق منتهى مىشود ، همه ، طاغوت است . اين كلمه هم به معناى مفرد و هم به معناى جمع استعمال مىشود ، هر چند گاهى آن را به « طواغيت » جمع مىبندند . بعضى از مفسران ، مانند « زمخشرى » در « كشّاف » معتقدند : « طاغوت » در اصل « طَغَيُوت » ( بر وزن فعلوت ) همانند « ملكوت » بوده ، سپس مقلوب شده و لام الفعل بر عين الفعل تقدم يافته و « طَيَغُوت » شده ، و بعد از تبديل ياء به الف « طاغوت » گرديده ، و از چند جهت معنا تأكيد را مىرساند ؛ صيغهء مبالغه ، معناى مصدرى ، و قلب . « 2 »

[ طاغِيَه : ]

« طاغِيَه » از مادّهء « طُغيان » به‌معناى موجودى است كه از حدّ خود تجاوز كند و اين ، هم با زلزله سازگار است و هم با صاعقه ، بنابراين ، تضادى در ميان آيات نيست . « 3 »

[ طالب : ]

« الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ » در اين كه منظور از « طالب » چيست ؟ حق آن است كه « طالب » در اين آيه عبادت‌كنندگان بت‌ها هستند . بعضى از مفسران نيز ، احتمال داده‌اند : « طالب » اشاره به مگس است . بعضى ديگر ، « طالب » را بت‌ها دانسته‌اند . « 4 »

[ طامَّة : ]

« فَإِذا جآئَتِ الطَّآمَّةُ » « طامَّة » از مادّهء « طمّ » ( بر وزن فنّ ) در اصل ، به معناى پر كردن است و به هر چيزى كه در حدّ اعلى قرار گيرد « طامّه » مىگويند ، و لذا به حوادث سخت و مصائب بزرگ كه مملوّ از مشكلات است نيز « طامّه » اطلاق مىشود ، و در اينجا اشاره به قيامت است كه مملوّ از حوادث هولناك مىباشد و توصيف آن به « كُبرى » تأكيد بيشترى دربارهء اهميت و عظمت اين حادثهء بىنظير است . « 5 »
هامش
( 1 ) . طارق ، آيهء 1 ( ج 26 ، ص 372 ) ( 2 ) . بقره ، آيهء 256 ( ج 2 ، ص 328 ، 329 ) ؛ نحل ، آيهء 36 ( ج 11 ، ص 247 ) ؛ زمر ، آيهء 17 ( ج 19 ، ص 431 ) ( 3 ) . اعراف ، آيهء 73 ( ج 6 ، ص 289 ) ( 4 ) . حجّ ، آيهء 73 ( ج 14 ، ص 190 ) ( 5 ) . نازعات ، آيهء 34 ( ج 26 ، ص 114 )