است ، و منظور از آن در سورهء « صافات » ، « گياه » است . « 1 »
[ شجرة مرداء : ]
« شجرةمرداء » يعنى : درختى كه هيچ برگ ندارد . « 2 »
[ شُحّ : ]
« وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ »
« شُحّ » چنان كه « مفردات » مىگويد ، به معناى بخل توأم با حرص است كه به صورت عادت در آيد ، و مىدانيم كه اين دو صفت رذيله از بزرگترين موانع رستگارى انسان ، و بزرگترين سد راه انفاق و كارهاى خير است ، اگر انسان دست به دامن لطف الهى زند و با تمام وجودش از او تقاضا كند ، و در خودسازى و تهذيب نفس بكوشد و از اين دو رذيله نجات يابد ، سعادت خود را تضمين كرده است . « 3 »
[ شَراب : ]
« بِفاكِهَةٍ كَثِيْرَةٍ وَ شَرابٍ »
« شَراب » از مادّهء « شُرْب » به معناى نوشيدنى است . « 4 »
[ شِرْب : ]
« كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ »
« شِرْب » از مادّهء « شُرْب » به معناى سهم و نوبت آب است . « 5 »
[ شرح : ]
« يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ »
« شرح » ( گشاده ساختن ) همان وسعت روح ، بلندى فكر و گسترش افق عقل آدمى است ؛ زيرا پذيرا شدن حق ، احتياج به گذشتهاى فراوانى از منافع شخصى دارد كه جز صاحبان ارواح وسيع و افكار بلند آمادگى براى آن نخواهند داشت . « 6 »
[ شَرِّد : ]
« فَشَرِّدْ بِهِمْ مَّنْ خَلْفَهُمْ »
« شَرِّد » از مادّهء « تَشريد » به معناى پراكنده ساختن توأم با اضطراب است ؛ يعنى آن چنان به آنها حمله كن كه گروههاى ديگر از دشمنان و پيمانشكنان متفرق گردند و فكر حمله را از سر بيرون كنند . « 7 »
[ شِرْذِمَة : ]
« لَشِرْذِمَةٌ قَلِيْلُونَ »
« شِرْذِمَة » در اصل به معناى گروه اندك و باقيمانده چيزى است ، و به لباس پاره ، پاره ، « شراذم » گفته مىشود ، كه علاوه بر معناى اندك بودن ، پراكندگى نيز در مفهوم آن افتاده است ، گويا فرعون با اين تعبير ، مىخواست
هامش
( 1 ) . نساء ، آيهء 65 ( ج 3 ، ص 580 ) ؛ نحل ، آيهء 10 ( ج 11 ، ص 193 ) ؛ رحمن ، آيهء 6 ( ج 23 ، ص 113 ) ؛ صافات ، آيهء 62 ( ج 19 ، ص 84 )
( 2 ) . توبه ، آيهء 101 ( ج 8 ، ص 148 )
( 3 ) . حشر ، آيهء 9 ( ج 23 ، ص 529 ) ؛ تغابن ، آيهء 16 ( ج 24 ، ص 222 )
( 4 ) . ص ، آيهء 51 ( ج 19 ، ص 335 )
( 5 ) . قمر ، آيهء 28 ( ج 23 ، ص 64 )
( 6 ) . انعام ، آيهء 125 ( ج 5 ، ص 535 )
( 7 ) . انفال ، آيهء 57 ( ج 7 ، ص 264 )