ظاهر اين است كه اين از همان معناى اول گرفته شده . « 1 »
[ سَلْسَبيل : ]
« تُسَمَّى سَلْسَبيلًا »
گفته شده « سَلْسَبيل » و « تَسْنِيم » كه به ترتيب در آيههاى 18 « دهر » ، و 27 « مطففين » آمده ، دو چشمهاند : يكى از اين دو چشمه ، چشمهء « شراب طهور » و چشمهء دوم ، چشمهء « عسل مصفى » است كه ، هر دو در آيهء 15 سورهء « محمّد » آمده است .
« سلسبيل » نوشيدنى بسيار لذيذى را مىگويند كه به راحتى در دهان و گلو جارى مىشود ، و كاملًا گوارا است ؛ بسيارى معتقدند كه از مادّهء « سلاسه » به معناى « روانى » گرفته شده ، همان گونه كه به عبارات روان و جالب نيز « سليس » گفته مىشود .
بعضى ديگر گفتهاند : از مادّهء « تسلسل » گرفته شده كه به معناى « حركت پى در پى » است در نتيجه ، روان بودن چيزى را تداعى مىكند ، بنابراين هر دو معنا به هم نزديك است ، و در هر صورت « باء » در آن اضافى مىباشد .
بعضى نيز معتقدند : اين واژهاى است مركب از دو كلمهء « سَلْ » و « سبيل » و بعضى نيز آن را مركب از « سَأَلَ » و « سبيل » مىدانند كه در صورت اول مفهومش اين است « راهى بطلب » و در صورت دوم « راهى طلبيد » و معناى كنايى هر دو « گوارا » است . در صورت اول مركب از « سَلْ » فعل امر و « سبيل » است و در صورت دوم مركب از « سأل » فعل ماضى و « سبيل » است .
بعضى نيز تصريح كردهاند : در لغت عرب كلمهء « سلسبيل » وجود نداشته و اين از ابداعات قرآن مجيد است . بعضى از مفسران گفتهاند : « سلسبيل » قاعدتاً ما لا ينصرف است ، زيرا علميت و عجمه در آن جمع است ، و اين كه در اينجا تنوين به خود گرفته به خاطر هماهنگى با آخر آيات ديگر اين سوره است ولى معناى اول از همه مشهورتر و مناسبتر است . « 2 »
[ سِلْسِلَه : ]
« في سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها »
« سِلْسِلَه » به معناى زنجير است ، و در اصل ، از مادّهء « تسلسل » به معناى تكان خوردن و لرزش گرفته شده ؛ زيرا حلقههاى زنجير مىلرزند و تكان مىخورند . « 3 »
[ سلطان : ]
« عَلَيْكُمْ سُلْطاناً مُّبيناً »
« سلطان » در اصل ، از مادّهء « سَلاطة » ( بر وزن
هامش
( 1 ) . يس ، آيهء 37 ( ج 18 ، ص 402 )
( 2 ) . رحمن ، آيهء 50 ( ج 23 ، ص 176 ) ؛ انسان ، آيهء 18 ( ج 25 ، ص 368 )
( 3 ) . حاقّه ، آيهء 32 ( ج 24 ، ص 469 )