« سعده اللّه » و « مسعود » گفته مىشود ؛ بنابراين ، نيازى نيست كه ما اين فعل مجهول را از باب « افعال » بدانيم ( دقت كنيد ) . « 1 »
[ سُعُر : ]
« إِذاً لَفي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ »
« سُعُر » ( بر وزن شتر ) جمع « سعير » در اصل به معناى آتش برافروخته و پر هيجان است ، و گاه به معناى « جنون » نيز آمده ؛ چرا كه در حالت جنون ، هيجان خاصى به انسان دست مىدهد ، و لذا به « شتر ديوانه » « ناقة مسعورة » مىگويند . « 2 »
[ سَعَوْا : ]
« وَ الَّذينَ سَعَوْا في آياتِنَا »
« سَعَوْا » از مادّهء « سعى » در اصل به معناى « دويدن » است ، و منظور در اينجا تلاش و كوشش در راه ويرانگرى و تخريب و از بين بردن آيات الهى است . و در سورهء « سبأ » منظور ، كوشش براى تكذيب ، و انكار آيات حق ، و باز داشتن مردم از گرايش به آئين پروردگار است . « 3 »
[ سَعْى : ]
« بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ »
بعضى ، « سَعْى » را در اينجا به معناى عبادت و كار براى خدا دانستهاند ، البته « سعى » مفهوم وسيعى دارد كه اين معنا را نيز شامل مىشود ولى ، منحصر به آن نيست ، و تعبير « مَعَهُ » ( با پدرش ) نشان مىدهد كه منظور ، معاونت پدر در امور زندگى است . « 4 »
[ سَعِيد : ]
« وَ أَمَّا الَّذينَ سُعِدُوا »
« سَعِيد » از مادّهء « سعادت » به معناى فراهم بودن اسباب نعمت است . « 5 »
[ سَعِير : ]
« وَ سَيَصْلَوْنَ سَعيراً »
« سَعِير » از مادّهء « سعر » ( بر وزن قعر ) به معناى شعلهور شدن آتش است ، در اينجا منظور آتش سوزان دوزخ است كه از هر آتشى سوزندهتر مىباشد . بنابراين « سعير » به آتش شعلهور ، و دامنهدار و سوزان گفته مىشود . « 6 »
[ سَفَه : ]
« وَلا تُؤْتُوا السُّفَهآءَ أَمْوالَكُمُ »
« سَفَه » ( بر وزن هدف ) در اصل ، يك نوع كم وزنى و سبكى بدن است ، به طورى كه به هنگام راه رفتن تعادل حفظ نشود ؛ و به همين جهت به افسار كه ناموزون است و دائماً در حال حركت است ، « سفيه » گفته مىشود . سپس به همين تناسب در افرادى
هامش
( 1 ) . هود ، آيهء 108 ( ج 9 ، ص 286 )
( 2 ) . قمر ، آيهء 24 ( ج 23 ، صفحات 60 ، 61 )
( 3 ) . حجّ ، آيهء 51 ( ج 14 ، ص 151 ) ؛ سبأ ، آيهء 5 ( ج 18 ، ص 29 )
( 4 ) . صافات ، آيهء 102 ( ج 19 ، ص 127 )
( 5 ) . هود ، آيهء 108 ( ج 9 ، ص 282 )
( 6 ) . نساء ، آيهء 10 ( ج 3 ، ص 358 ) ؛ حجّ ، آيهء 4 ( ج 14 ، ص 25 ) ؛ فرقان ، آيهء 11 ( ج 15 ، ص 47 )