و به تختهايى گفته مىشود كه در مجلس سرور و انس بر آن قرار مىگيرند ؛ هر چند گاهى ، به معناى وسيعترى نيز اطلاق شده است ، تا آنجا كه گاه به تابوت ميت نيز سرير گفته مىشود ، شايد به اين اميد كه مركب سرورى براى او به سوى آمرزش الهى و بهشت جاودانش باشد . « 1 »
[ سَرْمَد : ]
« عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ سَرْمَداً »
« سَرْمَد » ، به معناى دائم و هميشگى است ( بعضى آن را از مادّهء « سرد » ، به معناى « پىدرپى » دانستهاند و « ميم » آن را زائده مىدانند ، ولى ظاهر اين است كه خود اين ماده مستقلًا به معناى دائم و هميشگى مىباشد ) . « 2 »
[ سَرْمَدِى : ]
« اللَّيْلَ سَرْمَداً »
« سَرْمَدِى » به موجودى گفته مىشود كه نه آغاز دارد و نه انجام . « 3 »
[ سَرِيّه : ]
« سَرِيّه » به آن دسته از جنگهاى اسلامى گفته مىشود كه پيامبر در آن شركت نداشت .
بعضى گفتهاند : « سَرِيّه » عبارت است از گروهى از لشكر كه از 5 تا 300 نفر تشكيل شده باشد .
بايد توجّه داشت كه « سَرِيّه » از « سرى » گرفته شده است كه به معناى چيز نفيس و گرانبهاست و چون لشكريانى كه چنين مأموريتهايى را پيدا مىكنند ، از نخبهها هستند ، به اين نام ناميده شدهاند .
« مطرزى » مىگويد : « سَريّه » از « سرى » كه به معناى حركت در شب است ، گرفته شده به خاطر اين كه آنها غالباً مخفيانه حركت مىكنند .
« ابن حجر » در كتاب « ملتقطات » خود همين مطلب را پذيرفته و مىگويد : « سَرِيّه » گروهى از لشكرند كه شبانه حركت مىكنند . « 4 »
[ سُعِدُوا : ]
« وَ أَمَّا الَّذينَ سُعِدُواْ »
« سُعِدُوا » از مادّهء « سعد » مىباشد ، كه به عقيدهء گروهى از ارباب لغت ، فعل لازم است و مفعول نمىگيرد ؛ بنابراين ، صيغهء مجهول ندارد و لذا ناچار شدهاند كه آن را مخفف از « اسعدوا » ( فعل مجهول از باب افعال ) بدانند . ولى به طورى كه « آلوسى » در « روح المعانى » در ذيل آيه ، از بعضى از ارباب لغت نقل كرده ، فعل ثلاثى آن نيز متعدّى است و
هامش
( 1 ) . حجر ، آيهء 47 ( ج 11 ، ص 109 ) ؛ صافات ، آيهء 44 ( ج 19 ، ص 67 ) ؛ طور ، آيهء 20 ( ج 22 ، 439 ) ؛ واقعه ، آيهء 15 ( ج 23 ، ص 221 ) ؛ غاشيه ، آيهء 13 ( ج 26 ، ص 437 )
( 2 ) . قصص ، آيهء 71 ( ج 16 ، ص 160 )
( 3 ) . قصص ، آيهء 71 ( ج 16 ، ص 160 )
( 4 ) . بقره ، آيهء 217 ( ج 2 ، ص 135 )