به معناى اسرار مردم است .
در حديثى از امام باقر عليه السلام و صادق عليه السلام مىخوانيم : « سرّ آن است كه در دل پنهان نمودهاى و أَخْفى آن است كه به خاطرت آمده اما فراموش كردهاى » . « 1 »
[ سَرائِر : ]
« يَوْمَ تُبْلَى السَّرآئِرُ »
« سَرائِر » جمع « سريره » به معناى حالات ، صفات و نيات درونى و پنهانى است . « 2 »
[ سراب : ]
« أَعْمَالُهُمْ كَسَرابٍ بِقيعَةٍ »
« سراب » در اصل از مادّهء « سَرَب » ( بر وزن شرف ) به معناى راه رفتن در سراشيبى است و « سَرْب » ( بر وزن چرب ) به معناى راه سراشيبى است ؛ به همين مناسبت « سراب » به تلألؤى مىگويند كه از دور در بيابانها و سراشيبىها نمايان مىشود و به نظر مىرسد كه در آنجا آب وجود دارد ، در حالى كه چيزى جز انعكاس نور آفتاب نيست . « 3 »
[ سَرابِيل : ]
« سَرابيلُهُم مِّنْ »
« سَرابِيل » جمع « سِربال » ( بر وزن مثقال ) به گفتهء « راغب » در « مفردات » به معناى پيراهن است ، از هر جنسى كه باشد ؛ ساير مفسرين نيز همين معنا را تأييد كردهاند . و بعضى آن را به معناى هر گونه لباس و پوشش دانستهاند ، اما مشهور همان معناى اول است . « 4 »
[ سراج : ]
« وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً »
تعبير به « سراج » ( چراغ ) دربارهء « خورشيد » و « نور » در مورد « ماه » به خاطر آن است كه نور « خورشيد » از درون خودش مىجوشد مانند چراغ ، اما نور « ماه » از درون خودش نيست و شبيه بازتابى است كه از آئينه منعكس مىشود ؛ و لذا كلمهء « نور » كه مفهوم اعمى دارد در مورد آن به كار رفته است . اين تفاوت تعبير ، در آيات ديگر قرآن نيز ديده مىشود . « 5 »
[ سراج منير : ]
« سِراجاً مُّنيراً »
« سراج منير » بودن پيامبر صلى الله عليه و آله با توجّه به اين كه « سراج » به معناى « چراغ » و « منير » به معناى « نور افشان » است اشاره به معجزات و دلائل حقانيت و نشانههاى صدق دعوت پيامبر است ، او چراغ روشنى است كه خودش گواه خويش است ، تاريكيها و ظلمات را مىزدايد ، و چشمها و دلها را به سوى خود متوجّه مىكند ، و همانگونه كه
هامش
( 1 ) . طه ، آيهء 7 ( ج 13 ، ص 186 )
( 2 ) . طارق ، آيهء 9 ( ج 26 ، ص 382 )
( 3 ) . نور ، آيهء 39 ( ج 14 ، ص 524 ) ؛ نبأ ، آيهء 20 ( ج 26 ، ص 49 )
( 4 ) . ابراهيم ، آيهء 50 ( ج 10 ، ص 440 ) ؛ نحل ، آيهء 81 ( ج 11 ، ص 378 )
( 5 ) . نوح ، آيهء 16 ( ج 25 ، ص 84 )