س
[ سائبه : ]
« بَحيرَةٍ وَ لا سآئِبَةٍ »
« سائبه » ، شترى بوده كه دوازده - و به روايتى ده - كره شتر مىآورد ، آنگاه آن را آزاد مىساختند و حتى كسى سوار بر آن نمىشد ، به هر چراگاهى وارد مىشد آزاد بود و از هر آبگاه و چشمهاى آب مىنوشيد كسى حق مزاحمت آن را نداشت ، تنها گاهى از شير آن مىدوشيدند و به مهمان مىدادند ( از مادّهء « سيب » به معناى جريان آب و آزادى در راه رفتن است ) . « 1 »
[ سائِح : ]
« السَّآئِحُونَ الرَّاكِعُونَ »
« سائِح » در اصل از مادّهء « سيح » و « سياحت » ، به معناى جريان و استمرار گرفته شده .
و در اين كه منظور از « سائِح » در آيهء فوق ، چه نوع سياحت و جريان و استمرارى است ، در ميان مفسران گفتگو است :
بعضى « سائح » را به معناى سير در ميان كانونهاى عبادت گرفتهاند ، در حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم : سِياحَةُ أُمَّتِي فِي الْمَساجِدِ « سياحت امت من در مساجد است » .
بعضى ديگر ، « سائِح » را به معناى « صائم » و روزهدار گرفتهاند ؛ زيرا روزه يك كار مستمر در سراسر روز است ، در حديثى مىخوانيم كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : إِنَّ السَّائِحِيْنَ هُمُ الصَّائِمُونَ « سائحان روزهدارانند » .
بعضى ديگر از مفسران ، « سياحت » را به معناى « سير و گردش در روى زمين » ، و مشاهدهء آثار عظمت خدا ، و شناخت جوامع بشرى ، و آشنايى با عادات و رسوم و علوم و دانشهاى اقوام ، كه انديشهء انسان را زنده و فكر او را پخته مىسازد ، دانستهاند .
بعضى ديگر از مفسران ، « سياحت » را به معناى سير و حركت به سوى ميدان جهاد ، و مبارزه با دشمن مىدانند ، و حديث نبوى معروف : إِنَّ سِياحَةَ أُمَّتِى الْجَهادُ فِى سَبِيْلِ اللَّهِ « سياحت امت من جهاد در راه خدا است » را شاهد آن گرفتهاند .
و سرانجام ، بعضى آن را به معناى ، سير عقل و فكر در مسائل مختلف مربوط به جهان هستى ، و عوامل سعادت و پيروزى ، و اسباب شكست و ناكامى دانستهاند .
ولى ، با توجّه به اوصافى كه قبل و بعد از آن شمرده شده ، معناى اول مناسبتر از همه به نظر مىرسد ؛ هر چند اراده تمام اين معانى از اين كلمه نيز ، كاملًا ممكن است ، زيرا همهء اين مفاهيم در مفهوم سير و سياحت جمع است .
هامش
( 1 ) . مائده ، آيهء 103 ( ج 5 ، ص 131 ) ؛ يونس ، آيهء 59 ( ج 8 ، ص 398 )