« روح » را به معناى آرامش در قبر ، گاه ، « روح » را به معناى « كشف الكروب » ( بر طرف ساختن ناراحتىها ) و گاه ، « روح » را به معناى « النَّظَرُ إِلى وَجْهِ اللَّهِ » دانستهاند ، ولى ، اينها همه مصاديقى است از آن مفهوم كلّى و جامع كه در تفسير آيه ذكر شد . « 1 »
[ رُوح : ]
« وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ »
« رُوح » از نظر لغت ، در اصل به معناى « نفس » و « دويدن » نيز آمده است ، بعضى تصريح كردهاند كه « روح » و « ريح » ( باد ) هر دو از يك ماده مشتق شدهاند ، و اگر « روح انسان » كه گوهر مستقل مجردى است ، به اين نام ، ناميده شده ، به خاطر آن است كه از نظر تحرك ، حيات آفرينى و ناپيدا بودن ، همچون « نفس و باد » است .
منظور از « رُوح » ، در سورهء « معارج » همان « روح الامين » ، بزرگ فرشتگان است كه در سورهء « قدر » نيز به او اشاره شده است ، آنجا كه مىگويد : تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ « در شب قدر ، فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان براى تقدير امور نازل مىشوند » .
البته ، « روح » چنان كه اشاره شد معانى مختلفى دارد كه در هر مورد ، به تناسب قرائن موجود ، ممكن است مفهوم خاصى ببخشد ؛ روح انسان ، روح به معناى قرآن ، و روح به معناى « روح القدس » و به معناى فرشتهء وحى ، همه از معانى « روح » است كه در آيات ديگر قرآن به آنها اشاره شده است . « 2 »
[ رُوحِنَا : ]
« فَنَفَخْنَا فيها مِنْ رُّوحِنَا »
منظور از « رُوحِنَا » ( روح ما ) اشاره به يك روح با عظمت و متعالى است و به اصطلاح اين گونه اضافه « اضافهء تشريفيه » است كه براى بيان عظمت چيزى آن را به خدا اضافه مىكنيم ، مانند : بيت اللَّه ؛ « خانهء خدا » و شهر اللّه ؛ « ماه خدا » . « 3 »
[ رَوْضات : ]
« رَوْضاتِ الْجَنَّاتِ »
« رَوْضات » ، جمع « روضة » به معناى محلى است كه آب و درخت فراوان دارد ، لذا به باغهاى خرم و سرسبز « روضة » اطلاق مىشود . از اين تعبير به خوبى استفاده مىشود كه باغهاى بهشت متفاوت است ، و مؤمنان صالحالعمل ، در بهترين باغهاى بهشت جايشان است ؛ و مفهوم اين سخن اين است كه مؤمنان گنهكار ، هنگامى كه
هامش
( 1 ) . يوسف ، آيهء 87 ( ج 10 ، ص 77 ) ؛ اسراء ، آيهء 85 ( ج 12 ، ص 277 ) ؛ زمر ، آيهء 42 ( ج 19 ، ص 504 ) ؛ واقعه ، آيهء 89 ( ج 23 ، ص 293 ، 294 ) ؛ معارج ، آيهء 4 ( ج 25 ، ص 26 )
( 2 ) . اسراء ، آيهء 85 ( ج 12 ، ص 277 ) ؛ زمر ، آيهء 42 ( ج 19 ، ص 504 ) ؛ معارج ، آيهء 4 ( ج 25 ، ص 26 )
( 3 ) . انبياء ، آيهء 91 ( ج 13 ، ص 539 )