[ رقيم : ]
« أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقيمِ »
« رقيم » در اصل از مادّهء « رقم » به معناى نوشتن است و به عقيدهء غالب مفسران ، اين نام ديگرى است ، براى « اصحاب كهف » ؛ چرا كه سرانجام نام آنها را بر لوحهاى نوشته و بر در غار نصب كردند .
بعضى نيز ، آن را نام كوهى مىدانند كه غار در آن واقع شده بود . بعضى آن را نام سرزمينى مىدانند كه آن كوه در آن بوده . و بعضى نام شهر و ديارى كه « اصحاب كهف » از آن بيرون آمدند . ولى معناى اول صحيحتر به نظر مىرسد . « 1 »
[ رُقيه : ]
« وَ قيلَ مَنْ راقٍ »
« رُقيه » ( بر وزن لقمه ) به معناى « بالا رفتن » است ، اين واژه ( رقيه ) به اوراد و دعاهايى كه موجب نجات مريض مىشود اطلاق گرديده . « 2 »
[ رِكَاب : ]
« مِنْ خَيْلٍ وَ لا رِكَابٍ »
« رِكَاب » از مادّهء « ركوب » معمولًا به معناى « شتران سوارى » مىآيد . « 3 »
[ رُكَام : ]
« ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَاماً »
« رُكَام » ( بر وزن غلام ) به معناى اشيايى است كه روى هم متراكم شدهاند . « 4 »
[ رُكْبان : ]
« فَرِجالًا أَوْ رُكْباناً »
« رُكْبان » جمع « راكِب » ، به معناى سواره است . « 5 »
[ رِكْز : ]
« أوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزا »
« رِكْز » به معناى صداى آهسته است ، و به چيزهايى كه در زير زمين پنهان مىكنند ، « ركاز » گفته مىشود ، يعنى اين اقوام ستمگر و دشمنان سرسخت حق و حقيقت ، آن چنان درهم كوبيده شدند كه حتى صداى آهستهاى از آنان به گوش نمىرسد . « 6 »
[ ركض : ]
« إِذا هُمْ مِّنْها يَرْكُضُونَ »
« ركض » هم به معناى دويدن با سرعت ، و هم به معناى دواندن مَركب مىآيد ، گاهى نيز به معناى كوبيدن پا بر زمين آمده است ، مانند : ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذا مُغْتَسَلُ بارِدٌ وَ شَرابٌ « اى ايوب ! پاى خود را بر زمين بكوب ، چشمهاى مىجوشد كه هم براى شستشو و هم براى نوشيدن آماده است » . « 7 »
هامش
( 1 ) . كهف ، آيهء 9 ( ج 12 ، ص 389 )
( 2 ) . قيامت ، آيهء 27 ( ج 25 ، ص 311 )
( 3 ) . حشر ، آيهء 6 ( ج 23 ، ص 512 )
( 4 ) . نور ، آيهء 43 ( ج 14 ، ص 537 )
( 5 ) . بقره ، آيهء 239 ( ج 2 ، ص 245 )
( 6 ) . مريم ، آيهء 98 ( ج 13 ، ص 168 )
( 7 ) . انبياء ، آيهء 12 ( ج 13 ، ص 401 )