مشمول عفو خدا شوند ، به بهشت راه مىيابند ، هر چند جاى آنها در « روضات » نيست . « 1 »
[ رَوْضَة : ]
« في رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ »
« رَوْضَة » چنان كه گذشت به معناى محلى است كه آب و درخت فراوان دارد ، لذا به باغهاى خرم و سرسبز « روضة » اطلاق مىشود ، و اگر مىبينيم در سوره ، « روم » اين كلمه به صورت نكره آمده است ، براى تعظيم و بزرگداشت آن است ، يعنى در بهترين و برترين باغهاى زيبا و سرورانگيز بهشت غرق نعمت ، خواهند بود . « 2 »
[ رَوع : ]
« ذَهَبَ عَنْ إِبْراهيمَ الرَّوْعُ »
« رَوع » ( بر وزن نوع ) به معناى ترس و وحشت است ، و « رُوع » ( بر وزن نوح ) به معناى روح يا بخشى از روح كه مركز نزول ترس و وحشت است مىباشد ( به « قاموس اللغة » مراجعه شود ) . « 3 »
[ رؤيت : ]
« أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ »
منظور از « رؤيت » ( ديدن ) در اينجا ، « علم و آگاهى » است ، منتها از آنجا كه داستان اين اقوام به قدرى مشهور و معروف بوده كه گويى مردم زمانهاى بعد نيز آن را با چشم خود مىديدند ، تعبير به « رؤيت » شده است . « 4 »
[ رُوَيْداً : ]
« أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدا »
« رُوَيْداً » از مادّهء « رود » ( بر وزن عود ) به معناى رفت و آمد و تلاش براى انجام چيزى توأم با ملايمت است . و در اينجا معناى مصدرى دارد ، و توأم با « تصغير » است يعنى ، مختصر مهلتى به آنها ده .
بنابراين ، « رُوَيْداً » در اينجا جانشين مفعول مطلق است ، و در حقيقت مثل آن است كه گفته شود : « أُمْهِلْهُمْ إِمْهالًا قَلِيْلًا » . و اين كه بعضى احتمال دادهاند : « رُوَيْداً » در اينجا معناى امر دارد ، و بنابراين ، سه امر پى در پى آمده است ، بعيد به نظر مىرسد ؛ البته « رويد » به معناى امر و به صورت اسم فعل آمده ، ولى مناسب آيهء مورد بحث با منصوب بودن اين كلمه ، همان است كه مفعول مطلق باشد . « 5 »
[ رَهَباً : ]
« وَ يَدْعُونَنَا رَغَباً وَ رَهَباً »
« رَهَباً » به معناى ترس ، تنفر و بيزارى است و در اين كه از نظر اعراب ، چه محلى دارد ، احتمالات متعددى است كه ممكن است حال باشد يا تميز يا مفعول لاجله ، يا
هامش
( 1 ) . شورى ، آيهء 22 ( ج 20 ، ص 427 )
( 2 ) . روم ، آيهء 15 ( ج 16 ، ص 401 )
( 3 ) . هود ، آيهء 74 ( ج 9 ، ص 213 )
( 4 ) . فجر ، آيهء 6 ( ج 26 ، ص 467 )
( 5 ) . طارق ، آيهء 17 ( ج 26 ، ص 390 )