و معنوى الهى است ، كه شامل حال انسانهاى شايسته مىشود ، در كتاب « مفردات » مىخوانيم كه « رحمت » هر گاه به خدا نسبت داده شود ، به معناى نعمت بخشيدن او است ، و هنگامى كه به انسانها نسبت داده شود ، به معناى رقّت قلب و عطوفت است . در مورد تفاوت « رحمت » و « مودّت » ، به « مودّت » مراجعه فرماييد . « 1 »
[ رُخاء : ]
« رُخآءً حَيْثُ أَصابَ »
« رُخاء » به معناى نرم و ملايم است و توصيف باد به « رخاء » در اين آيه ، بيان منظم بودن و نرم بودن حركات آن است ، به طورى كه آنها در عين حركت سريع ، احساس ناراحتى نمىكردند ، درست مانند وسائل تكامل يافته سريع السير كنونى كه بعضاً انسان به هنگامى كه با آن سفر مىكند اين احساس را دارد كه گويى در اطاق خانهاش نشسته است ، در حالى كه با سرعت سرسامآورى ، در حركت است . « 2 »
[ رَدِفَ : ]
« أَنْ يَكُونَ رَدِفَ لَكُم »
« رَدِفَ » از مادّهء « ردف » ( بر وزن حرف ) به معناى قرار گرفتن پشت سر چيزى است ، لذا به كسى كه پشت سر اسب سوار مىنشيند ، « رديف » گفته مىشود ، همچنين در مورد افراد و اشيايى كه پشت سر يكديگر قرار مىگيرند اين كلمه به كار مىرود . « 3 »
[ رَدْم : ]
« بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْماً »
« رَدْم » ( بر وزن مرد ) در اصل ، به معناى پركردن شكاف به وسيلهء سنگ است ؛ ولى بعداً به معناى وسيعترى كه شامل هرگونه سدّ ، و حتى شامل وصله كردن لباس مىشود ، گفته شده است . جمعى از مفسران معتقدند كه « رَدْم » به سدّ محكم و نيرومند گفته مىشود . « 4 »
[ رِدء : ]
« فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءاً »
« رِدْء » به معناى « معين و ياور » است . « 5 »
[ رزق : ]
« مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمآءِ »
« رزق » در لغت به معناى بخشش مستمر و متداوم است ، اعم از مادّى يا معنوى ، بنابراين ، هر گونه بهرهاى را كه خداوند نصيب بندگان مىكند ، از مواد غذايى ، مسكن و پوشاك ، و يا علم و عقل و فهم و
هامش
( 1 ) . يونس ، آيهء 57 ( ج 8 ، ص 390 ) ؛ روم ، آيهء 21 ( ج 16 ، ص 414 )
( 2 ) . ص ، آيهء 36 ( ج 19 ، ص 305 )
( 3 ) . نمل ، آيهء 72 ( ج 15 ، ص 563 )
( 4 ) . كهف ، آيهء 95 ( ج 12 ، ص 578 )
( 5 ) . قصص ، آيهء 34 ( ج 16 ، ص 91 )