تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥

[ خُنَّس : ]

« فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ » « خُنَّس » جمع « خانس » از مادّهء « خنس » ( بر وزن شمس ) در اصل به معناى انقباض ، بازگشت و پنهان شدن است ؛ و شيطان را از اين جهت « خَنَّاس » مىگويند كه خود را مخفى مىكند ، و هنگامى كه نام خدا برده شود ، منقبض مىشود . « 1 »

[ خُوار : ]

« جَسَداً لَّهُ خُوارٌ » « خُوار » به معناى صداى مخصوصى است كه از گاو يا گوساله برمىخيزد ، و گاهى به صداى شتر نيز گفته مىشود . « 2 »

[ خَوالِف : ]

« يَكُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ » « خَوالِف » جمع « خالفة » ، از مادّهء « خلف » ، به معناى پشت سر است ؛ به همين جهت به زنان كه به هنگام رفتن مردان به خارج از منزل ، در منزل باقى مىمانند « خالفة » گفته مىشود ، و در آيهء مورد بحث ، منظور از « خَوالِف » ، تمام كسانى است كه به نحوى از شركت در ميدان جنگ معذور بودند ، اعم از
هامش
( 1 ) . تكوير ، آيهء 15 ( ج 26 ، ص 198 ) ( 2 ) . اعراف ، آيهء 148 ( ج 6 ، ص 442 ) ؛ طه ، آيهء 88 ( ج 13 ، ص 300 )