زنان ، پيران و يا بيماران و كودكان . بعضى از احاديث ، كه در تفسير آيه وارد شده نيز ، به اين موضوع اشاره كرده است . « 1 »
[ خَوَّان : ]
« مَنْ كَانَ خَوَّاناً أَثيماً »
« خَوَّان » صيغهء مبالغه و به معناى بسيار خيانتكننده است . « 2 »
[ خوض : ]
« الَّذينَ يَخُوضُونَ »
« خوض » همانطور كه « راغب » در « مفردات » مىگويد ، در اصل به معناى وارد شدن تدريجى در آب و راه رفتن ( و شنا كردن ) در آن است ، ولى بعداً به عنوان كنايه به ورود در ساير امور نيز گفته شده است ، اما اين كلمه در قرآن مجيد بيشتر به وارد شدن در مطالب باطل و بىاساس اطلاق گرديده ، ولى غالباً در قرآن ، به معناى ورود ، يا شروع به كارها يا سخنان زشت و بد آمده است . « 3 »
[ خَوَل : ]
« ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَةً »
« خول » ( بر وزن عمل ) به معناى خدمتگزار است . « 4 »
[ خَوَّلَ : ]
« ثُمَّ إِذا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً »
« خَوَّلَ » از مادّهء « تخويل » به معناى اعطا و بخشش و تفضل است . « 5 »
[ خَوَّلْنَاكُم : ]
« تَرَكْتُمْ ما خَوَّلْنَاكُمْ »
« خَوَّلْنَاكُم » از مادّهء « خَوَل » ( بر وزن عمل ) در اصل ، به معناى خدمتگزار و چيزى است كه نياز به سرپرستى ، تدبير و اداره دارد و معمولًا به اموال و نعمتهاى گوناگونى كه خداوند به انسان مىبخشد ، گفته مىشود . « 6 »
[ خَوَّلْنَاهُ : ]
« ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَةً »
« خَوَّلْنَاهُ » از مادّهء « خَوَل » ( بر وزن عمل ) به معناى سركشى و مراقبت مداوم از چيزى است ، و از آنجا كه چنين توجّه خاصى ، مستلزم اعطا و بخشش است اين ماده در معناى « بخشيدن » به كار رفته است . جمعى نيز گفتهاند : از « خول » ( بر وزن عمل ) است كه به معناى خدمتگزار است آمده ؛ بنابراين « خوّله » به معناى خدمتگزارانى به او بخشيد مىباشد . و سپس در هر گونه بخشيدن نعمت ، به كار رفته است . بعضى نيز ، اين ماده را به معناى « فخر و مباهات » دانستهاند ، بنابراين جملهء فوق ، به معناى مفتخر ساختن كسى از طريق اعطاى نعمتى است . « 7 »
[ خِيام : ]
« مَّقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ »
« خِيام » جمع « خيمه » است ، ولى به طورى كه در روايات اسلامى آمده ، خيمههاى بهشتى ، از نظر گستردگى ، وسعت و زيبايى ، شباهتى به خيمههاى اين جهان ندارند . اين نكته نيز قابل توجّه است كه ، « خيمه » ، طبق آنچه علماى لغت و بعضى از مفسران گفتهاند تنها به معناى خيمههاى پارچهاى كه در ميان ما معروف است نمىباشد ، بلكه به خانههاى چوبى و يا حتى هر خانه مدورى ، كلمهء « خيمه » اطلاق مىشود ، و گاه گفته شده « خيمه » عبارت است از هر خانهاى كه از سنگ و مانند آن ساخته نشده است . « 8 »
[ خِيانَت : ]
« لا تَخُونُوا اللَّهَ »
« خِيانَت » در اصل ، به معناى خوددارى از پرداخت حقى است كه انسان پرداختن آن را تعهد كرده و آن ضد « امانت » است . « 9 »
[ خير : ]
« لَمْ يَنَالُوا خَيْراً »
« خير » به هر نوع نيكى كه به ديگرى بشود
هامش
( 1 ) . توبه ، آيهء 87 ( ج 8 ، ص 95 )
( 2 ) . نساء ، آيهء 107 ( ج 4 ، ص 153 )
( 3 ) . انعام ، آيهء 68 ( ج 5 ، ص 359 ) ؛ توبه ، آيهء 65 ( ج 8 ، ص 39 ) ؛ طور ، آيهء 12 ( ج 22 ، ص 432 )
( 4 ) . زمر ، آيهء 8 ( ج 19 ، ص 411 )
( 5 ) . زمر ، آيهء 49 ( ج 19 ، ص 514 )
( 6 ) . انعام ، آيهء 94 ( ج 5 ، ص 438 )
( 7 ) . زمر ، آيهء 8 ( ج 19 ، ص 411 )
( 8 ) . رحمن ، آيهء 72 ( ج 23 ، ص 194 )
( 9 ) . انفال ، آيهء 27 ( ج 7 ، ص 173 )