تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
دانشمندان اسلامى براى اين كلمه معانى متفاوتى گفته‌اند و به گفتهء مرحوم « علامه مجلسى » ، در « بحار الانوار » ، « جدال » بيشتر در مسائل علمى به كار مىرود . و نيز گاهى گفته شده كه در « جدال » ، هدف ، تحقير و عاجز كردن طرف مقابل است و نيز به حملات ابتدايى و گاه گفته‌اند كه « جدال » در مسائل علمى است و گاه گفته‌اند : « جدال » اعم از جنبهء دفاعى و تهاجمى در مقابل خصم است . « 1 »

[ جُدَد : ]

« وَ مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بِيضٌ » « جُدَد » جمع « جُدّه » ( بر وزن غده ) به معناى جاده و طريق است . « 2 »

[ جُدُر : ]

« مِنْ وَرآءِ جُدُرِ » « جُدُر » جمع « جدار » به معناى « ديوار » است ، و ريشهء اصلى اين لغت به معناى ارتفاع و بلندى است . « 3 »

[ جَدَل : ]

« وَ يُجادِلُ الَّذينَ كَفَرُوا » « جَدَل » از مادّهء « جِدال » به معناى گفتگوئى است كه بر اساس نزاع و تسلط بر ديگرى صورت گيرد ؛ و بنابراين « مجادله » به معناى آن است كه دو نفر در برابر هم به جر و بحث و مشاجره برخيزند . اين كلمه در اصل - به طورى كه « راغب » مىگويد - از « جَدَلْتُ الْحَبْلَ » ( طناب را محكم تابيدم ) گرفته شده است ؛ گويى كسى كه چنين سخنانى مىگويد ، مىخواهد طرف مقابل را به زور از افكارش بپيچاند . بعضى نيز گفته‌اند كه اصل « جدال » به معناى كشتى گرفتن و ديگرى را بر زمين افكندن است كه در مشاجرات لفظى نيز به كار مىرود . « 4 »

[ جِذْع : ]

« وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْع » « جِذْع » به معناى تنهء درخت است و اين نشان مىدهد كه تنها بدنه‌اى از آن درخت باقى مانده بود ، يعنى درختى خشكيده بود . « جِذْع » ( بر وزن فكر ) ، در اصل از مادّهء « جَذع » ( بر وزن منع ) به معناى بريدن و قطع كردن است . « 5 »

[ جَذْوَةٍ : ]

« أَوْ جَذْوَةٍ مِّنَ النَّار » « جَذْوَةٍ » از مادّهء « جَذا ، يَجذُو » به معناى قطعه‌اى از آتش است ، و بعضى گفته‌اند به قطعهء بزرگى از هيزم گفته مىشود . « 6 »
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 197 ( ج 2 ، ص 68 ) ؛ هود ، آيهء 32 ( ج 9 ، آيهء 107 ) ؛ عنكبوت ، آيهء 46 ( ج 16 ، ص 328 ) ؛ مؤمن ، آيهء 5 ( ج 20 ، ص 32 ) ( 2 ) . فاطر ، آيهء 27 ( ج 18 ، ص 264 ) ( 3 ) . حشر ، آيهء 14 ( ج 23 ، ص 540 ) ( 4 ) . كهف ، آيهء 56 ( ج 12 ، ص 512 ) ( 5 ) . مريم ، آيهء 25 ( ج 13 ، ص 54 ) ( 6 ) . قصص ، آيهء 29 ( ج 16 ، ص 87 )
لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 163 | شيخ محمد جعفر امامى