تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤

[ جَرَحْتُمْ : ]

« وَ يَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِ » « جَرَحْتُمْ » از مادّهء « جرح » و در اينجا به معناى « اكتساب » و به دست آوردن چيزى است . يعنى شما شب و روز در زير چتر قدرت و علم خداوند قرار داريد ، آن كس كه از پرورش دانه‌هاى نباتات در دل خاك ، و از سقوط و مرگ برگ‌ها در هر مكان و هر زمان آگاه است ، از اعمال شما نيز آگاهى دارد . « 1 »

[ جُرُز : ]

« مَا عَلَيْها صَعِيداً جُرُزاً » « جُرُز » ( بر وزن شتر ) در اصل از مادّهء « جرز » ( بر وزن مرض ) به معناى قطع كردن و بريدن ، به معناى زمينى است كه گياهى در آن نمىرويد ، گويى گياهان خود را خرد و ريشه‌كن ساخته ، و به تعبير ديگر « جُرُز » به سرزمينى گفته مىشود كه به خاطر خشكسالى و كمى باران ، تمام گياهانش از ميان بروند . « 2 »

[ جَرَز : ]

« إِلَى الأَرْضِ الْجُرُزِ » « جَرَز » ( بر وزن مرض ) به معناى قطع كردن و بريدن است . « 3 »

[ جِزْيَة : ]

« حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ » « جِزْيَة » از مادّهء « جَزاء » به معناى مالى است كه از غير مسلمانان كه در پناه حكومت اسلامى قرار مىگيرند ، گرفته مىشود ؛ و اين نامگذارى به خاطر آن است كه آن را به عنوان « جزاء در برابر حفظ مال و جانشان » به حكومت اسلامى مىپردازند . ( اين مطلبى است كه از سخنان « راغب » در كتاب « مفردات » استفاده مىشود ) . « 4 »

[ جَسَد : ]

« جَسَداً ثُمَّ أَنَابَ » « جَسَد » به معناى جسم بىروح است ، و به گفته « راغب » در كتاب « مفردات » مفهومى محدودتر از مفهوم « جسم » دارد ، زيرا جسد بر غير انسان اطلاق نمىشود ( مگر به طور نادر ) ولى جسم اعم است . « 5 »

[ جَعَلَ : ]

« وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ » « جَعَلَ » در اين آيه به معناى آفرينش است . « 6 »

[ جِفان : ]

« وَ تَمَاثيلَ وَ جِفانٍ » « جِفان » جمع « جفنه » ( بر وزن وزنه ) به معناى ظرف‌هاى غذاخورى است . « 7 »
هامش
( 1 ) . انعام ، آيهء 60 ( ج 5 ، ص 339 ) . ( 2 ) . كهف ، آيهء 8 ( ج 12 ، ص 384 ) ؛ سجده ، آيهء 27 ( ج 17 ، ص 192 ) . ( 3 ) . سجده ، آيهء 27 ( ج 17 ، ص 192 ) . ( 4 ) . توبه ، آيهء 29 ( ج 7 ، ص 419 ) . ( 5 ) . ص ، آيهء 34 ( ج 19 ، ص 299 ) . ( 6 ) . سجده ، آيهء 9 ( ج 17 ، ص 141 ) . ( 7 ) . سبأ ، آيهء 13 ( ج 18 ، ص 53 ) .