تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠

[ جانّ : ]

« تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَآنٌّ » « جانّ » از همان « جنّ » به معناى موجود ناپيدا است ؛ زيرا مارهاى كوچك و باريك غالباً به صورت مخفيانه و ناپيدا در لابلاى علف‌ها و شيارهاى باريك زمين ، حركت مىكنند و خود را مخفى مىدارند . « 1 »

[ جانب : ]

« وَ نَأى بِجانِبِهِ » « جانب » از مادّهء « جَنْب » به معناى پهلو مىباشد . « 2 »

[ جاهَداك : ]

« جاهَداكَ لِتُشْرِكَ » تعبير به « جاهَداك » ، از مادّهء « مُجاهَدَة » مفهومش به كار گرفتن نهايت تلاش و كوشش و اصرار آنها است . « 3 »

[ جاؤُا : ]

« فَقَدْ جآؤُ ظُلْماً وَ زُوراً » « جاؤُا » از مادّهء « مجيىء » معمولًا به معناى « آمدن » است ، ولى ، در سورهء « فرقان » آيهء 4 ، به معناى « آوردن » آمده است . همان گونه كه در آيهء 81 سورهء « يونس » مىخوانيم كه موسى به ساحران گفت : ما جئتم به السحر « آنچه شما آورده‌ايد سحر است » . « 4 »

[ جُبّ : ]

« وَأَلْقُوهُ في غَيابَتِ الْجُبِّ » « جُبّ » به معناى چاهى است كه آن را سنگ‌چين نكرده‌اند ؛ و شايد غالب چاه‌هاى بيابانى چنين بوده است . و « غيابت » به معناى نهانگاه داخل چاه است كه از نظرها غيب و پنهان است . اين تعبير گويا اشاره به محلى است كه در چاه‌هاى بيابانى معمول است ، و آن اين كه در قعر چاه ، نزديك به سطح آب ، در داخل بدنهء چاه ، محل كوچك طاقچه‌مانندى درست مىكنند ، كه اگر كسى به قعر چاه برود بتواند داخل آن بنشيند و ظرفى را كه با خود برده پر از آب كند ، بى آن كه خود وارد آب شود و طبعاً از بالاى چاه كه نگاه كنند اين محل درست پيدا نيست و به همين جهت ، از آن تعبير به « غيابت » شده است . و در محيط ما نيز چنين چاه‌هايى وجود دارد . « 5 »

[ جبّار : ]

« كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ » « جبّار » از مادّهء « جَبْر » به كسى مىگويند كه از روى خشم و غضب مىزند ، مىكشد و نابود مىكند ، و پيرو فرمان عقل نيست . به تعبير ديگر ، جبّار كسى است كه ديگرى را مجبور به پيروى خود مىكند و يا
هامش
( 1 ) . نمل ، آيهء 10 ( ج 15 ، ص 434 ) ؛ قصص ، آيهء 31 ( ج 16 ، ص 89 ) ( 2 ) . فصّلت ، آيهء 51 ( ج 20 ، ص 344 ) ( 3 ) . عنكبوت ، آيهء 8 ( ج 16 ، ص 230 ) ( 4 ) . فرقان ، آيهء 4 ( ج 15 ، ص 32 ) ( 5 ) . يوسف ، آيهء 10 ( ج 9 ، ص 386 )