« جمل » طناب محكمى است كه كشتىها را با آن مهار مىكنند ؛ و از آنجا كه طناب و سوزن ، تناسب بيشترى با هم دارند ، بعضى اين معنا را در تفسير آيه بهتر دانستهاند .
ولى بيشتر مفسران اسلامى معناى اول را ترجيح دادهاند ، و حق با آنها است . « 1 »
[ جُمَّة : ]
« وَ تُحِبُّونَ الْمَالَ حُبّاً جَمّاً »
« جُمَّة » ( بر وزن جُبّه ) به معناى موهاى جمع شدهء پيش سر است . « 2 »
[ جَنّ : ]
« فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ »
« جَنّ » از مادّهء « جَنّ » ( بر وزن فنّ ) به معناى پوشانيدن چيزى است و در آيهء مورد بحث ، معناى جمله اين است كه هنگامى كه شب ، چهرهء موجودات را از ابراهيم عليه السلام پوشانيد . . .
و اين كه به ديوانه مجنون گفته مىشود به خاطر اين است كه گويا پردهاى بر عقل او كشيده شده است . اطلاق جِنّ بر موجود ناپيدا نيز به همين ملاحظه است . جنين نيز به خاطر پوشيده بودن در درون رحم مادر است . اطلاق جنت بر بهشت و بر باغ به خاطر آن است كه زمينش زير درختان پوشيده است . و قلب را جَنان ( بر وزن زمان ) مىگويند ، چون در ميان سينه نهفته است و يا اين كه اسرار انسان را نهفته مىدارد .
« جنّ » در اصل به معناى چيزى است كه از حس انسان پوشيده باشد ؛ مثلًا مىگوئيم :
« جَنَّهُ الْلَّيْل » - يا - « فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ الْلَّيْلُ » يعنى هنگامى كه پردهء سياه شب او را پوشاند و به همين جهت « مجنون » به كسى كه عقلش پوشيده و « جَنين » به طفلى كه در رحم مادر پوشانده شده و « جَنَّت » به باغى كه زمينش را درختان پوشاندهاند ، و « جَنان » به قلب كه در درون سينه پوشانده شده و « جُنَّة » به معناى سپر كه انسان را از ضربات دشمن مىپوشاند ، آمده است .
البته از آيات قرآن استفاده مىشود كه « جنّ » يك نوع موجود عاقلى است كه از حس انسان پوشيده شده ، و آفرينش آن در اصل ، از آتش يا شعلههاى صاف آتش است ، و « ابليس » نيز از همين گروه است .
بعضى از دانشمندان از آنها تعبير به نوعى از « ارواح عاقله » مىكنند كه مجرد از ماده مىباشد ، ( البته پيدا است تجرد كامل ندارد زيرا كه چيزى كه از ماده آفريده شده است مادى است ، ولى نيمه تجردى دارد ، چرا كه با حواس ما درك نمىشود ، و به تعبير ديگر يك نوع جسم لطيف است ) . و نيز از آيات قرآن بر مىآيد كه آنها مؤمن و كافر دارند ، مطيع و سركش دارند و آنها نيز داراى تكليف و مسئوليتند . « 3 »
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيهء 40 ( ج 6 ، ص 211 )
( 2 ) . فجر ، آيهء 20 ( ج 26 ، ص 483 )
( 3 ) . انعام ، آيات 76 ، 128 ( ج 5 ، صفحات 390 ، 541 ) ؛ حجر ، آيهء 27 ( ج 11 ، ص 95 ) ؛ منافقون ، آيهء 2 ( ج 24 ، ص 164 )