مىخواهد نقص خود را با ادعاى عظمت و تكبر ظاهراً بر طرف سازد ، هر گونه حقى براى خود بر مردم قائل است ولى هيچ حقى براى كسى بر خود قائل نيست ، اينها همه از صفات بارز طاغوتيان و مستكبران در هر زمان است .
ولى كلمهء « جبّار » گاهى بر خداوند نيز اطلاق مىشود كه به معناى ديگرى است و آن « اصلاح كنندهء موجود نيازمند به اصلاح » و يا « كسى كه مسلّط بر همه چيز است » مىباشد ، جالب اين كه « جبّار » اشاره به صفت نفسانى يعنى روح سركشى است . « 1 »
[ جِبِلّ : ]
« أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلًّا كَثيراً »
« جِبِلّ » ( به كسر ج و ب و تشديد لام )
از مادّهء « جَبَل » چنان كه « راغب » در « مفردات » گويد : به معناى جماعت و گروه است ، كه از نظر عظمت ، تشبيه به « جَبَل » ( بر وزن عمل ) به معناى كوه شده است ؛ و تعبير « كَثِيراً » براى تأكيد بيشتر ، در مورد پيروان شيطان است كه در هر جامعهاى قشر عظيمى را تشكيل مىدهند . بعضى عدد « جبل » را ده هزار نفر يا بيشتر نوشتهاند و براى كمتر از آن اين تعبير را مناسب ندانستهاند ولى بعضى اين اعداد را لازم نمىدانند . « 2 »
[ جِبِلَّة : ]
« وَ الْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِينَ »
« جِبِلَّة » از « جَبَل » به معناى كوه است ، به جماعت زياد كه در عظمت همچون كوهند گفته شده ؛ بعضى عدد آن را ده هزار ذكر كردهاند . و نيز به طبيعت و فطرت انسان « جبلّة » اطلاق شده ؛ چرا كه غير قابل تغيير است همچون كوه كه نمىتوان آن را جابه جا كرد . « 3 »
[ جَبِين : ]
« وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ »
« جَبِين » از مادّهء « جُبْن » به معناى طرف صورت است ، و دو طرف را « جَبِينان » مىگويند . « 4 »
[ جِثِيّاً : ]
« حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيّاً »
تعبير « جِثِيّاً » ( با توجّه به اين كه « جِثِىّ » جمع « جاثى » به معناى كسى است كه بر سر زانو نشسته ) شايد اشاره به ضعف ، ناتوانى ، ذلت و زبونى آنها باشد ، گويى قدرت ندارند بر سر پا بايستند ، البته اين كلمه معانى ديگرى هم دارد : از جمله اين كه بعضى
هامش
( 1 ) . هود ، آيهء 59 ( ج 9 ، ص 175 ) ؛ ابراهيم ، آيهء 15 ( ج 10 ، ص 349 ) ؛ مريم ، آيهء 32 ( ج 13 ، ص 66 )
( 2 ) . يس ، آيهء 62 ( ج 18 ، ص 451 )
( 3 ) . شعراء ، آيهء 184 ( ج 15 ، ص 361 )
( 4 ) . صافات ، آيهء 103 ( ج 19 ، ص 130 )