ج
[ جابُوا : ]
« جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ »
« جابُوا » در اصل از « جوبة » ( بر وزن توبه ) ، به معناى زمين پست گرفته شده ، سپس به معناى قطع و بريدن هر قطعهء زمينى آمده است ؛ و پاسخ كلام را از اين رو « جواب » ناميدهاند كه گويى هوا را قطع مىكند و از دهان گوينده به گوش شنونده مىرسد ( يا به اين جهت كه سؤال را قطع كرده و به آن پايان مىدهد ) . « 1 »
[ جاثِم : ]
« في دارِهِمْ جاثِمينَ »
« جاثِم » در اصل از مادّهء « جثم » ( بر وزن خشم ) به معناى نشستن روى زانو و توقف در يك مكان و همچنين « افتادن به رو » آمده است ؛ و بعيد نيست اين تعبير ، اشاره به آن باشد كه هنگام وقوع زلزله شديد آنها در خواب خوش فرو رفته بودند ، ناگهان به پا خاستند همين كه بر سر زانو نشستند ، حادثه به آنها مهلت نداد و بر اثر وحشت و ترس و يا فرو ريختن ديوارها و يا صاعقهاى كه با آن زلزله همراه بود ، جان خود را در همان حالت از دست دادند . و از تعبير به « جاثمين » چنين استفاده مىشود كه صيحهء آسمانى باعث مرگ آنها شد ، ولى اجساد بىجانشان به روى زمين افتاده بود ، اما از پارهاى از روايات بر مىآيد كه آتش صاعقه آنها را سوزاند . « 2 »
[ جادَلْتَنَا : ]
« يا نُوحُ قَدْ جادَلْتَنَا »
« جادَلْتَنَا » از مادّهء « مجادله » گرفته شده ، و آن در اصل از « جدل » به معناى تابيدن و پيچيدن شديد طناب است ، و به همين دليل به « باز شكارى » « اجدل » گفته مىشود ؛ چرا كه از همهء پرندگان پرخاشگرتر و پيچندهتر است ، سپس در مورد پيچانيدن طرف ، در بحث و گفتگو به كار رفته است . « 3 »
[ جارِيات : ]
« فَالْجارِياتِ يُسْراً »
« جارِيات » جمع « جاريه » به معناى كشتى است ، و به معناى نهرهاى آب جارى نيز آمده است ؛ ( فِيْها عَيْنٌ جارِيَةٌ ، « غاشيه » ، آيهء 12 ) و همچنين به معناى خورشيد به خاطر حركتش در آسمان ، و نيز به دختر نوجوان نيز « جارية » گفته مىشود ؛ چرا كه نشاط جوانى در تمام وجودش جريان دارد . « 4 »
هامش
( 1 ) . فجر ، آيهء 9 ( ج 26 ، ص 470 )
( 2 ) . اعراف ، آيهء 78 ( ج 6 ، ص 288 ) ؛ هود ، آيهء 67 ( ج 9 ، ص 201 ) ؛ عنكبوت ، آيهء 37 ( ج 16 ، ص 287 )
( 3 ) . هود ، آيهء 32 ( ج 9 ، ص 107 )
( 4 ) . شورى ، آيهء 32 ( ج 20 ، ص 475 ) ؛ ذاريات ، آيهء 3 ( ج 22 ، ص 317 )