[ تَقْرِضُ : ]
« وَإِذَا غَرَبَتْ تَّقْرِضُهُمْ ذاتَ الشِّمَالِ »
« تَقْرِضُ » كه معناى « قطع كردن » و بريدن دارد ، مفهوم مأموريت را در بر دارد ، و از اين گذشته « تَقْرِضُ » قطع و پايان را كه در مفهوم غروب نهفته است نيز ، مشخص مىكند . « 1 »
[ تَقْشَعِرُّ : ]
« تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ »
« تَقْشَعِرُّ » از مادّهء « قشعْرِيْرَه » است كه ارباب لغت و مفسران ، معانى مختلفى براى آن ذكر كردهاند كه چندان از هم دور نيست ؛ بعضى ، آن را به معناى جمع شدن پوست تن ( حالتى كه به هنگام ترس به انسان دست مىدهد ) و بعضى ، به معناى لرزشى كه بر اندام در اين هنگام مىافتد ، دانستهاند . و بعضى ، آن را به معناى راست شدن مو بر بدن مىدانند ، كه در حقيقت ، همهء اينها لازم و ملزوم يكديگر است . « 2 »
[ تَقَطَّعُوا : ]
« وَ تَقَطَّعُوا أَمْرَهُم »
« تَقَطَّعُوا » از مادّهء « قطع » مىباشد و به معناى جدا كردن قطعههايى از يك موضوع به هم پيوسته است ، و با توجّه به اين كه از باب « تفعّل » آمده كه به معناى پذيرش مىآيد ، مفهوم جمله اين چنين مىشود كه آنها در برابر عوامل تفرقه و نفاق تسليم شدند ، جدايى و بيگانگى از يكديگر را پذيرا گشتند ، به يكپارچگى فطرى و توحيدى خود پايان دادند و در نتيجه گرفتار آن همه شكست ، ناكامى و بدبختى شدند . « 3 »
[ تَقْطَعُونَ السَّبِيلَ : ]
« تَقْطَعُونَ السَّبيلَ »
جمعى از مفسران در تفسير جملهء « وَ تَقْطَعُونَ السَّبِيلَ » احتمالات ديگرى نيز ذكر كردهاند ؛ از جمله : با توجّه به تاريخچهاى كه ذكر شد ، آن را به معناى قطع كردن راه مردم در سفرهايشان به آن منطقه تفسير كردهاند ، چرا كه كاروانيان براى اين كه از شر اين قوم در امان بمانند ، چارهاى نداشتند جز اين كه از بيراهه بروند تا به دست اين بىراهان گرفتار نشوند .
بعضى ديگر آن را به معناى « سرقت اموال » مردم تفسير كردهاند ، ولى تفسير اول ، كه در بالا ذكر شد ، مناسبتر به نظر مىرسد ، چرا كه يكى از فلسفههاى تحريم « لواط » طبق صريح روايات ، خطر قطع نسل آدمى است . « 4 »
[ تَقْعُدَ : ]
هامش
( 1 ) . كهف ، آيهء 17 ( ج 12 ، ص 404 )
( 2 ) . زمر ، آيهء 23 ( ج 19 ، ص 454 )
( 3 ) . انبياء ، آيهء 93 ( ج 13 ، ص 543 )
( 4 ) . عنكبوت ، آيهء 29 ( ج 16 ، ص 271 )