را كه « راغب » در « مفردات » آورده كه يك عرب بيابانى به مخاطب خود كه بسيار كثيف و آلوده بود گفت : مَا أَتْفَثَكَ وَ أَدْرَنَكَ ؟ : « چقدر كثيف و آلودهاى » ؟ دليل بر اين است كه اين واژه عربى است و ريشه در لغت عرب دارد .
در روايات اسلامى نيز كراراً اين جمله ، به گرفتن ناخن ، پاكيزه كردن بدن و كنار گذاشتن احرام تفسير شده است ؛ و به تعبير ديگر ، اين جمله اشاره به برنامهء « تقصير » است كه از مناسك حج محسوب مىشود . در بعضى از روايات نيز به « تراشيدن سر » كه يكى ديگر از طرق تقصير مىباشد تفسير شده است . « 1 »
[ تَفْجِيْر : ]
« حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا »
« فُجُور و تَفْجِيْر » به معناى شكافتن است اعم از شكافتن زمين به وسيلهء چشمهها ، و يا شكافتن افق به وسيلهء نور صبحگاهان ، ( البته تفجير مبالغهء بيشترى نسبت به فجور را مىرساند ) . « 2 »
[ تَفْرَحُونَ : ]
« تَفْرَحُونَ فِي الأَرْضِ »
« تَفْرَحُونَ » ، از مادّهء « فرح » به معناى شادى و خوشحالى است كه گاهى ممدوح است و شايسته ، و گاه مذموم است و بر اساس باطل . « 3 »
[ تفسح : ]
« فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّه لَكُمْ »
« تفسح » به معناى توسعه دادن مىباشد . « 4 »
[ تَفَسَّحُوا : ]
« تَفَسَّحُوا فِى الْمَجالِسِ »
« تَفَسَّحُوا » از مادّهء « فُسح » ( بر وزن قفل ) به معناى مكان وسيع است . « 5 »
[ تفكّر : ]
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ »
« تفكّر » مربوط به بررسى علل و خصوصيات يك موجود است . « 6 »
[ تَفَكَّهُون : ]
« فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ »
« تَفَكَّهُون » از مادّهء « فاكهة » به معناى « ميوه » است ، سپس « فُكاهة » به مزاح و شوخى و گفتن لطيفهها كه ميوهء جلسات انس است اطلاق شده است ؛ ولى اين ماده گاهى به معناى تعجب و حيرت نيز آمده ، و آيه مورد بحث از اين قبيل است .
اين احتمال نيز وجود دارد ، همان گونه كه انسان به هنگام « خشم » گاهى مىخندد ، كه نام آن را « خندهء خشم » مىگذارند ، در هنگام
هامش
( 1 ) . حجّ ، آيهء 29 ( ج 14 ، ص 100 )
( 2 ) . اسراء ، آيهء 90 ( ج 12 ، ص 311 )
( 3 ) . مؤمن ، آيهء 75 ( ج 20 ، ص 192 )
( 4 ) . مجادله ، آيهء 11 ( ج 23 ، ص 452 )
( 5 ) . مجادله ، آيهء 11 ( ج 23 ، ص 452 )
( 6 ) . نساء ، آيهء 82 ( ج 4 ، ص 44 )