تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢

[ تَحَرَّوْا رَشَداً : ]

« تَحَرَّوْا رَشَداً » « تَحَرَّوْا » از مادّهء « تحرّى » به معناى قصد كردن چيزى است . تعبير به « تَحَرَّوْا رَشَداً » نشان مىدهد كه مؤمنان از روى توجه ، قصد و تحقيق به سراغ هدايت مىروند ، نه چشم بسته و كوركورانه ، و بالاترين پاداش آنها نيز همان نيل به حقيقت است كه در سايهء آن به همهء نعمت‌هاى الهى نائل مىشوند ، در حالى كه بدترين بدبختى ستمكاران آن است كه هيزم دوزخند ، يعنى آتش از درون وجودشان زبانه مىكشد ! « 1 »

[ تَحَسُّس : ]

« فَتَحَسَّسُوا مِن يُوسُفَ » « تَحَسُّس » از مادّهء « حسّ » به معناى جستجوى چيزى از طريق حسّ است ، در اين كه با « تجسّس » چه تفاوتى دارد ؟ در ميان مفسران و ارباب لغت گفتگو است ، از « ابن عباس » نقل شده كه « تحسّس » در امور خير است و « تجسّس » در امور شرّ . بعضى ديگر گفته‌اند : « تحسّس » كوشش براى شنيدن سرگذشت اشخاص و اقوام است ، اما « تجسّس » كوشش براى جستجوى عيب‌ها . و بعضى ديگر هر دو را به يك معنا دانسته‌اند . « 2 »

[ تَحِلَّة : ]

« لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ » « تَحِلَّة » ( مصدر باب تفعيل ) به معناى حلال كردن است و يا به تعبير ديگر كارى كه گره قسم را بگشايد يعنى « كفاره » است . « 3 »

[ تحويل : ]

« لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْويلًا » « تحويل » آن است كه همان موجود را از نظر « كيفى » يا « كمى » دگرگون سازند . « 4 »

[ تحيّت : ]

« وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ » « تحيّت » در لغت ، از مادّهء « حيات » و به معناى دعا براى حيات ديگرى كردن است ، خواه اين دعا به صورت سَلامٌ عَلَيْك : « خداوند تو را به سلامت دارد » باشد ، و يا حَيّاكَ اللَّهُ : « خداوند تو را زنده بدارد » و يا مانند آن . ولى معمولًا از اين كلمه هر نوع اظهار محبتى را كه افراد به وسيلهء سخن ، با يكديگر مىنمايند شامل مىشود كه روشن‌ترين مصداق آن ، همان سلام كردن است . گرچه از پاره‌اى از روايات ، همچنين تفاسير ،
هامش
( 1 ) . جنّ ، آيهء 14 ( ج 25 ، ص 125 ) ( 2 ) . يوسف ، آيهء 87 ( ج 10 ، ص 77 ) ( 3 ) . تحريم ، آيهء 2 ( ج 24 ، ص 287 ) ( 4 ) . فاطر ، آيهء 43 ( ج 18 ، ص 316 )
لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 122 | شيخ محمد جعفر امامى