تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١

[ تجسس : ]

« لاتَجَسَّسُوا وَ لايَغْتَبْ » « تجسس » و « تحسس » هر دو به معناى جستجوگرى است ، ولى اولى معمولًا در امور نامطلوب مىآيد ، و دومى غالباً در امر خير . « 1 »

[ تَحاضُّونَ : ]

« لا تَحَآضُّونَ عَلى طَعَامِ الْمِسْكِينِ » جملهء « تَحاضُّونَ » از مادّهء « حَضّ » به معناى تحريص و ترغيب است ، اشاره به اين كه تنها اطعام مسكين كافى نيست ، بلكه مردم بايد يكديگر را بر اين كار خير تشويق كنند ، تا اين سنت در فضاى جامعه گسترش يابد . « تَحاضُّون » در اصل « تَتَحاضُّون » بوده كه يك تاء از آن براى تخفيف حذف شده است . « 2 »

[ تَحاوُر : ]

« اللَّهُ يَسْمَعُ تَحاوُرَكُمآ » « تَحاوُر » از مادّهء « حور » ( بر وزن غور ) به معناى مراجعه در سخن يا در انديشه است و « محاوره » به گفتگوهاى طرفينى اطلاق مىشود . « 3 »

[ تُحْبَرُونَ : ]

« أَزْواجُكُمْ تُحْبَرُونَ » « تُحْبَرُونَ » از مادّهء « حِبْر » ( بر وزن فكر ) ، به معناى اثر مطلوب است ، و گاه به زينت و آثار شادمانى كه در چهره ظاهر مىشود نيز اطلاق شده ، و اگر به « علماء » « احبار » جمع « حَبْر » ( بر وزن ابر ) گفته مىشود ، به خاطر آثارى است كه از آنها در ميان مجتمعات بشرى باقى مىماند . « 4 »

[ تحدّى : ]

« فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ » « تحدّى » ، يعنى دعوت به مبارزه ، كه گاه نسبت به مجموع قرآن ، گاهى به ده سوره ، و گاهى به يك سوره شده است ، و اين نشان مىدهد كه جزء و كلّ قرآن همه اعجاز است . « 5 »

[ تَحْرُثُون : ]

« أَفَرَأَيْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ » « تَحْرُثُون » از مادّهء « حرث » ( بر وزن درس ) به معناى « كشت كردن » ( افشاندن دانه و آماده ساختن آن براى نمو ) است . « 6 »

[ تَحْرِصْ : ]

« إنْ تَحْرِصْ عَلى هُداهُمْ » « تَحْرِصْ » از مادّهء « حرص » به معناى طلب كردن چيزى با جديت و كوشش است ! « 7 »
هامش
( 1 ) . حجرات ، آيهء 12 ( ج 22 ، ص 192 ) . ( 2 ) . فجر ، آيهء 18 ( ج 26 ، ص 481 ) . ( 3 ) . مجادله ، آيهء 1 ( ج 23 ، ص 423 ) . ( 4 ) . زخرف ، آيهء 70 ( ج 21 ، ص 126 ) . ( 5 ) . يونس ، آيهء 38 ( ج 8 ، ص 357 ) . ( 6 ) . واقعه ، آيهء 63 ( ج 23 ، ص 259 ) . ( 7 ) . نحل ، آيهء 37 ( ج 11 ، ص 251 ) .